پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

ز لاله‌زار مرا بی‌جمال دل نواز چه فیض

ز جام می لب ساقی گل عذار چه حظ

در انجمن که نباشد مغنی گل رخ

ز صوت فاخته و نغمهٔ هزار چه حظ

شکار تا شده دلهای بی محبت را

ز تیر غمزهٔ خوبان جان شکار چه حظ

چو نیست در نظر آن گل که نوبهار من است

مرا ز باغ چه حاصل ز نوبهار چه حظ

غرض مشاهده حسن توست از خوبان

وگر بی‌تو ز خوبان روزگار چه حظ

درین دیار دل محتشم خوش است به یار

گهی که یار نباشد درین دیار چه حظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰تا میان من و آن مه شده کلفت واقع
  2. شمارهٔ ۳۶۱آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانع
  3. شمارهٔ ۳۶۲گدایان را بود از آستانها پاسبان مانع
  4. شمارهٔ ۳۶۳آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغ
  5. شمارهٔ ۳۶۴ای به من صدق و صفای تو دروغ
  6. شمارهٔ ۳۶۵تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ
  7. شمارهٔ ۳۶۶چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغ
  8. شمارهٔ ۳۶۷دهد اگرچه برون در بی‌شمار صدف
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.