پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۱

آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانع

این زمان نیست به صد لطف نهانی قانع

غیر کز مرده لان بود به یک پرسش تو

نیست اکنون به حیات دو جهانی قانع

ابر لطف تو به سیلاب جهانی مشغول

لب من تشنه بیک قطره چکانی قانع

گر به شیرین سخنی خوش نکنی کام رقیب

می‌شوم از تو به این تلخ زبانی قانع

نیم زخمی به جگر دارم و دانم که به آن

نشود یار به این سخت کمانی قانع

پیش آن شاه جهان‌گیر بمیرم صد بار

که گدائیست به یک کلبه ستانی قانع

غیر را ساخت به یک آیت رحمت زنده

محتشم مرد به یک فاتحه خوانی قانع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۳آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغ
  2. شمارهٔ ۳۶۴ای به من صدق و صفای تو دروغ
  3. شمارهٔ ۳۶۵تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ
  4. شمارهٔ ۳۶۶چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغ
  5. شمارهٔ ۳۶۷دهد اگرچه برون در بی‌شمار صدف
  6. شمارهٔ ۳۶۸بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرف
  7. شمارهٔ ۳۶۹آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیف
  8. شمارهٔ ۳۷۰زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاق
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.