پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ

ای پادشاه حسن مکش بی حساب تیغ

تا عکس سرو قد تو در بر کشیده است

دارد کشیده بد ز غیرت بر آب تیغ

در ذوق کم ز خوردن آب حیات نیست

خوردن ز دست آن مه مشکین نقاب تیغ

از بس که بهر کشتنم افتاده در شتاب

ترسم به دیگری زند از اضطراب تیغ

یابند محرمان سحرش کشته برفراش

گر بر کسی کشد ز غضب او به خواب تیغ

قتلم فکند دوش به صبح و من اسیر

مردم ز غم که دیر کشید آفتاب تیغ

عابد کسی است در پی قتلم که می‌کشد

بر آهوی حرم ز برای ثواب تیغ

می‌دید بخت و دولت خونریز محتشم

می‌بست یار چون به میان از شتاب تیغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷دهد اگرچه برون در بی‌شمار صدف
  2. شمارهٔ ۳۶۸بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرف
  3. شمارهٔ ۳۶۹آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیف
  4. شمارهٔ ۳۷۰زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاق
  5. شمارهٔ ۳۷۱بیچاره باشد همواره عاشق
  6. شمارهٔ ۳۷۲ز تب نالان شدی جانان عاشق
  7. شمارهٔ ۳۷۳بر در دل می‌زنند نوبت سلطان عشق
  8. شمارهٔ ۳۷۴باز علم زد ز بیابان عشق
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.