پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۳

آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغ

بادپای جلوه در زین باد جولان در دماغ

حسن را از چهرهٔ زیبای او گل در طبق

عشق را از نرگس شهلای او می در ایاغ

صبر را آتش ز تاب سینها در استخوان

عشق را روغن ز مغز استخوانها در چراغ

حسن نوبنیاد شیرین را ظهور اندر ظهور

وز برای کوه کن جستن سراغ اندر سراغ

داده مرغ حیرتم را جای بر طاق بلند

آن که در ایوان حسنت بسته طاق از پر زاغ

باز راه سیر با اغیار سرکردی که رشک

لاله و گل را ز اشگم تر کند در باغ وراغ

محتشم از چشم تر آتش فشان در دشت غم

آن صنم دامن کشان با این و آن در گشت باغ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۵تا کی کشی به بی گنهان از عتاب تیغ
  2. شمارهٔ ۳۶۶چو بر من زد آن ترک خون خوار تیغ
  3. شمارهٔ ۳۶۷دهد اگرچه برون در بی‌شمار صدف
  4. شمارهٔ ۳۶۸بعد مرگ من نکرد آن مه تاسف برطرف
  5. شمارهٔ ۳۶۹آن پری را گوهر عصمت ز کف شد حیف حیف
  6. شمارهٔ ۳۷۰زهی ز عشق جهانی تو را به جان مشتاق
  7. شمارهٔ ۳۷۱بیچاره باشد همواره عاشق
  8. شمارهٔ ۳۷۲ز تب نالان شدی جانان عاشق
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.