پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

گوش کردن سخنان تو غلط بود غلط

رفتن از ره به زبان تو غلط بود غلط

از تو هر جور که شد ظاهر و کردم من زار

حمل بر لطف نهان تو غلط بود غلط

من بی‌نام و نشان را به سر کوی وفا

هرکه می‌داد نشان تو غلط بود غلط

با خود از بهر تسلی شب یلدای فراق

هرچه گفتم ز زبان تو غلط بود غلط

تا ز چشم تو فتادم به نظر بازی من

هر کجا رفت گمان تو غلط بود غلط

در وفای خود و بدعهدی من گرچه رقیب

خورد سوگند به جان تو غلط بود غلط

محتشم در طلبش آن همه شب زنده که داشت

چشم سیاره فشان تو غلط بود غلط

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶به هجر یار که از غیر آن ندارم حظ
  2. شمارهٔ ۳۵۷من بی‌تو ندارم از چمن حظ
  3. شمارهٔ ۳۵۸ز لاله‌زار مرا بی‌جمال دل نواز چه فیض
  4. شمارهٔ ۳۵۹دارم از طبع ستم خیز تو حظی و چه حظ
  5. شمارهٔ ۳۶۰تا میان من و آن مه شده کلفت واقع
  6. شمارهٔ ۳۶۱آن که بود از تو به یک حرف زبانی قانع
  7. شمارهٔ ۳۶۲گدایان را بود از آستانها پاسبان مانع
  8. شمارهٔ ۳۶۳آمد از مجلس برون در سر هوای سیر باغ
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.