پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش

لب از شراب در آتش گل از عرق در جوش

خمار رفته ز سر تازه نشاء از می تلخ

اثر ز تلخی می در لبان شهدفروش

چو شاخ گل شده کج در میان خانه زین

اتاغه از سر دستار میل سر دوش

ز رخش راندنش از ناز در نشیب و فراز

زمین ز شوق به افغان و آسمان به خروش

نموده دوش بدوش ابروان خم به خمش

به زور غمزهٔ کمان‌ها کشیده تا سردوش

سرشک کرده هم آغوش کامکاران را

قبای ترک که تنگش کشیده در آغوش

لباس بزم به برآمد آن چنان که مگر

رود جریده زند برهزار جوشن پوش

ز حالت مژه آن عقل مات مانده که چون

یکی شراب خورد دیگری رود از هوش

ستاده محتشم از دور بهر عرض نیاز

لب از اشاره به جنبش زبان عرض خموش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲آهوی او که بود بیشه دل صیدگهش
  2. شمارهٔ ۳۴۳به عزم رقص چون در جنبش آید نخل بالایش
  3. شمارهٔ ۳۴۴مهی که زینت حسنست گرمی خویش
  4. شمارهٔ ۳۴۵پری وشی دل دیوانه می‌کشد سویش
  5. شمارهٔ ۳۴۶مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویش
  6. شمارهٔ ۳۴۷کاش مرگم سازد امشب از فغان کردن خلاص
  7. شمارهٔ ۳۴۸مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوص
  8. شمارهٔ ۳۴۹منم از مهر به غم خوردنت ای یار حریص
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.