پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۹

بزم برهم زده‌ای ای دل بر خشم به جوش

چشم از جنگ بغو غالب از اعراض خموش

گرمیش شعله فروزان ز رخ ماه شعاع

تلخیش زهر چکان از دو لب زهر فروش

خواب بیهوشی و کیفیت مستی ز سرش

جسته از پرزدن مرغ سراسیمه بهوش

ضبط بیتابی خود کرده ولی در حرکت

پیرهن زان تن و اندام و قبا زان بر و دوش

داغ دلهای فکار از حرکاتش به خراش

مرغ جانهای نزار از سکناتش به خروش

سخنی کامده از حوصلهٔ ناطقه بیش

لب فرو بستنش از نطق فروبسته بگوش

محتشم هرکه خورد باده به دشمن ناچار

کند آخر می اعراض بدین مرتبه نوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۱سحر به کوچه بیگانه‌ای فتادم دوش
  2. شمارهٔ ۳۴۲آهوی او که بود بیشه دل صیدگهش
  3. شمارهٔ ۳۴۳به عزم رقص چون در جنبش آید نخل بالایش
  4. شمارهٔ ۳۴۴مهی که زینت حسنست گرمی خویش
  5. شمارهٔ ۳۴۵پری وشی دل دیوانه می‌کشد سویش
  6. شمارهٔ ۳۴۶مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویش
  7. شمارهٔ ۳۴۷کاش مرگم سازد امشب از فغان کردن خلاص
  8. شمارهٔ ۳۴۸مدعی چند بود با سگ آن کو مخصوص
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.