پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۷

هزارگونه متاع است ناز را به دکانش

نگاه گوشهٔ چشم از متاع‌های گرانش

خطاب خود به من از اهل بزم خواسته پنهان

که نرگسش شده گویا و خامش است زبانش

هزار نکته بیان می‌کند به جنبش ابرو

هزار نکته دیگر که مشکل است بیانش

حواله دل محروم من نمی‌شود الا

به سهو تیر نگاهی که می‌جهد ز کمانش

دلم که صبر و خرد برده‌اند بی‌خبر از وی

به آن دو نرگس فتان مگر که فتنه گمانش

به من که ساده دلی کاملم ملاطفت وی

تغافلیست که خود نام کرده لطف نهانش

کسی چه نام کند غبن این معامله کاو را

نگاه بر دگرانست و محتشم نگرانش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۹بزم برهم زده‌ای ای دل بر خشم به جوش
  2. شمارهٔ ۳۴۰ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش
  3. شمارهٔ ۳۴۱سحر به کوچه بیگانه‌ای فتادم دوش
  4. شمارهٔ ۳۴۲آهوی او که بود بیشه دل صیدگهش
  5. شمارهٔ ۳۴۳به عزم رقص چون در جنبش آید نخل بالایش
  6. شمارهٔ ۳۴۴مهی که زینت حسنست گرمی خویش
  7. شمارهٔ ۳۴۵پری وشی دل دیوانه می‌کشد سویش
  8. شمارهٔ ۳۴۶مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویش
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.