پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۵

بیش ازین منت وصل از رخ آن ماه مکش

گر کشد هجر تو را جان بده و آه مکش

وصل بی‌منت او با تو به یک هفته کشد

گو وصالی که چنین است به یک ماه مکش

چون محال است رساندن به هدف تیر امید

تو کمان ستمش خواه بکش خواه مکش

همت از یار مرا رخصت استغنا داد

تو هم ای دل پس ازین پای ازین راه مکش

سربلندی مکن از وصل ز آن شیرین لب

منت خسروی از همت کوتاه مکش

چشم بی‌غیرت من گر شود از گریه سفید

دگرش سرمه ز خاک ره آن ماه مکش

یا وفا یا ستم از کش بکشم چند کشی

گوئی آزار پر کاه بکش کاه مکش

محتشم دیده ز بیراهی آن سرو مپوش

رقم بی‌بصری بر دل آگاه مکش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۷هزارگونه متاع است ناز را به دکانش
  2. شمارهٔ ۳۳۸آن شاه حسن بین و به تمکین نشستنش
  3. شمارهٔ ۳۳۹بزم برهم زده‌ای ای دل بر خشم به جوش
  4. شمارهٔ ۳۴۰ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش
  5. شمارهٔ ۳۴۱سحر به کوچه بیگانه‌ای فتادم دوش
  6. شمارهٔ ۳۴۲آهوی او که بود بیشه دل صیدگهش
  7. شمارهٔ ۳۴۳به عزم رقص چون در جنبش آید نخل بالایش
  8. شمارهٔ ۳۴۴مهی که زینت حسنست گرمی خویش
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.