پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکش

بر زر کشیده خفتان شاهانه بسته ترکش

سرو از قبا گران بار گل از هوا عرق ریز

رنگ از حیا دگرگون زلف از صبا مشوش

در سر هوای جولان بر لب نشان باده

غالب نشاط خندان شیرین مذاق سرخوش

هنگام ترکتازش طاقست در نظرها

آن چین زدن بر ابرو وان هی زدن بر ابرش

آن کز نهیبش آتش شد بر خلیل گلزار

در باغ روی او داد گل را مزاج آتش

دل وحشی است بندی من از علاقهٔ او

با شیر در سلاسل با مرگ در کشاکش

از صیقل محبت کانهم ز پرتو اوست

طبعی است محتشم را کائینه ایست بی‌غش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹هرتار که در طره عنبر شکن استش
  2. شمارهٔ ۳۳۰محل گرمی جولان بزیر سرو بلندش
  3. شمارهٔ ۳۳۱رخش شمعی است دود آن کمند عنبر آلودش
  4. شمارهٔ ۳۳۲ز دل دودی بلند آویخته زلف نگون‌سارش
  5. شمارهٔ ۳۳۳ز مهیست داغ بر دل که ندیده‌ام هنوزش
  6. شمارهٔ ۳۳۴ای به ستم دل تو خوش تیغ بکش مرا بکش
  7. شمارهٔ ۳۳۵بیش ازین منت وصل از رخ آن ماه مکش
  8. شمارهٔ ۳۳۶صد سال ز من دارد اگر هجر نهانش
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.