پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۳

ز مهیست داغ بر دل که ندیده‌ام هنوزش

ز گلیست خار در کف که نچیده‌ام هنوزش

ز لبی است کام جانم چو گلوی شیشه پرخون

که به جرئت تخیل نگزیده‌ام هنوزش

ز شراب لعل یاری شده مشربم دگرگون

که به لب رسیده اما نچشیده‌ام هنوزش

به کشاکشم فکنده سر زلف تابداری

که به سوی خویش یک مو نگشیده‌ام هنوزش

دل پرده سوز دارد هوس لباس دردی

که به قد طاقت او نبریده‌ام هنوزش

به برم لباس غیرت شده نام خرقه‌ای را

که ز جیب تا به دامن ندریده‌ام هنوزش

ز دریچهٔ محبت به دلم فتاده پرتو

ز همه جهان فروزی که ندیده‌ام هنوزش

همه کس شنیده آمین ز فرشته بر دعائی

که ز زیر لب برآن بت ندمیده‌ام هنوزش

که ز محتشم رساند به مه من این غزل را

که من گدا به خدمت نرسیده‌ام هنوزش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۵بیش ازین منت وصل از رخ آن ماه مکش
  2. شمارهٔ ۳۳۶صد سال ز من دارد اگر هجر نهانش
  3. شمارهٔ ۳۳۷هزارگونه متاع است ناز را به دکانش
  4. شمارهٔ ۳۳۸آن شاه حسن بین و به تمکین نشستنش
  5. شمارهٔ ۳۳۹بزم برهم زده‌ای ای دل بر خشم به جوش
  6. شمارهٔ ۳۴۰ز خانه تاخت برون کرده ساغری دو سه نوش
  7. شمارهٔ ۳۴۱سحر به کوچه بیگانه‌ای فتادم دوش
  8. شمارهٔ ۳۴۲آهوی او که بود بیشه دل صیدگهش
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.