پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

۱۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ - وله یمدح المولی رکن الدّین صاعد ای که از درّ درج مدحت تو
  2. شمارهٔ ۶۲ - فی مرثیة ابنه لمّا هلک بالغرق همرمان نازنینم از سفر باز آمدند
  3. شمارهٔ ۶۳ - و قال ایضاً یمدحه ای صاحبی که دامن جان پرگهر کند
  4. شمارهٔ ۶۴ - ایضاً له ای بزرگی که دست تریبتت
  5. شمارهٔ ۶۵ - وقال ایضآ یمدحه ویصف القصر اساس قصر ازین خوبتر توان افکند؟
  6. شمارهٔ ۶۶ - الهزلیّات والاهاجی و الشّکایة وله فی هجو ضیاءالّدین المزدقانی تیزی که مغز چرخ ز بانگش فغان کند
  7. شمارهٔ ۶۷ - و قال ایضاً اسبی دارم که هرگز ایزد
  8. شمارهٔ ۶۸ - وله ایضاً فیه سرورا همّت تو برتر از آنست که عقل
  9. شمارهٔ ۶۹ - ایضاً له خورشید چرخ شرع که نور چراغ فضل
  10. شمارهٔ ۷۰ - وله ایضاً یمدحه امروز هر نثار که کمتر ز جان بود
  11. شمارهٔ ۷۱ - وله ایضاً یمدحه و یعاتبه فیها تویی که همّت تو از کرم جدا نبود
  12. شمارهٔ ۷۲ - ایضاً له فروغ روی شریعت تویی که همواره
  13. شمارهٔ ۷۳ - و قال ایضآ یمدحه سروری که سرو امانی بباغ فضل
  14. شمارهٔ ۷۴ - و له ایضاً یمدحه هرکه او قوّت سخن خواهد بود
  15. شمارهٔ ۷۵ - و قال ایضاً خدایکان صدور جهان که گاه جدل
  16. شمارهٔ ۷۶ - و له ایضاً و یهنئه بولادة ابنه جلال الاسلام مرا ز خواب برانگیخت دوش وقت سحر
  17. شمارهٔ ۷۷ - و قال ایضاً یمدحه بزرگوارا! صدرا ! مرا چنان باید
  18. شمارهٔ ۷۸ - وله ایضاً خطی زاری بسی ناخوشتر از ریش
  19. شمارهٔ ۷۹ - وله ایضاً چگونه در چمن خوشدلی کنم پرواز
  20. شمارهٔ ۸۰ - وقال ایضاً یمدحه این خرّمی نگر که مرا ناگهان رسید
  21. شمارهٔ ۸۱ - وقال ایضاًیمدح الاتابک الاعظم سعدبن زنگی طاب ثراه ویصف الفرس مملکت رازنوی داد شکوهی دیگر
  22. شمارهٔ ۸۲ - وقال ایضاًفی مدح الاتابک الاعظم مظفّرالدّنیاوالدّین ابی بکر بن سعد زنگی طاب مثواه و یصف الفلک کیست آن سیّاح، کورا هست بر دریا گذر
  23. شمارهٔ ۸۳ - و قال ایضآ یمدحه و یذکر فیها احتراق الببوت شکست پشت امید و نبود کار هنر
  24. شمارهٔ ۸۴ - وقال ایضا یمدحه ای صاحل معظّم و دستور بی نظیر
  25. شمارهٔ ۸۵ - ایضاًله ویمدح السّلطان غیاث الدّین بیرشاه بن محمّد و یصف الفرس خدای داد بملک زمانه دیگر بار
  26. شمارهٔ ۸۶ - سوگند نامه امید لذّت عیش از مدار چرخ مدار
  27. شمارهٔ ۸۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد منّت خدایرا که علی رغم روزگار
  28. شمارهٔ ۸۸ - و قال ایضاً یمدح الصدر السّعید رکن الدیّن صاعد هرکرا بخت مساعد بود و دولت یار
  29. شمارهٔ ۸۹ - و قال ایضاً یمدح الصّاحب شهاب الدّین عزیزان الساوی ای جناب تو قبلۀ احرار
  30. شمارهٔ ۹۰ - و له ایضا فی مذمة الشعراء بچشم عقل نگه می کنم یمین و یسار
  31. شمارهٔ ۹۱ - فی الّذم دی مرا گفت دوستی که مرا
  32. شمارهٔ ۹۲ - فی الامیر الاسفهسلّار مؤیّدالدّین اتابک یزد سرورا در خدمتت کردم سفر
  33. شمارهٔ ۹۳ - وله ایضآ یمدحه آمدست از غم عشق تو مرا آن بر سر
  34. شمارهٔ ۹۴ - و قال ایضاً بزرگا سرورا از روی انعام
  35. شمارهٔ ۹۵ - و قال ایضا یمدحه ای پر شکر ز ذکر عطایت، دهان شکر
  36. شمارهٔ ۹۶ - وله ایصاً یمدحه زهی بسیرت محمود در جهان مذکور
  37. شمارهٔ ۹۷ - وله ایضاً یمدحه زهی چون خرد در جهان ناگزیر
  38. شمارهٔ ۹۸ - وله ایضاً یمدحه و یذکر الشیّب موی سپید هست خردمند را نذیر
  39. شمارهٔ ۹۹ - وقال ایضاً و یلتمس الفرس ای هنر را دولت تو دستگیر
  40. شمارهٔ ۱۰۰ - وقال ایضاً فی النصیحة ای دل ترا که گفت بدنیا قرار گیر
  41. شمارهٔ ۱۰۱ - وقال ایضاٌ و یصف الشیب رسول مرگ ز ناگه بمن رسید فراز
  42. شمارهٔ ۱۰۲ - وقال ایضاً یمدح الصّاحب الکبیر نظام الملک چو بخت تیرۀ من روشنی نهاد آغاز
  43. شمارهٔ ۱۰۳ - و قال ایضاً یمدحه هزار جان مقدّس غریق نعمت و ناز
  44. شمارهٔ ۱۰۴ - وله لیضآ یمدحه کسی که دست چپ از دست راست داند باز
  45. شمارهٔ ۱۰۵ - وقال ایضاٌفی الموعظة چه داری ای دل؟ از این منزل ستم برخیز
  46. شمارهٔ ۱۰۶ - و قال ایضآ یمدحه ای هنر پروری که ذات ترا
  47. شمارهٔ ۱۰۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد زبان چگونه گشایم بذکر شکر و سپاس
  48. شمارهٔ ۱۰۸ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد سزد که تا جور آید به بوستان نرگس
  49. شمارهٔ ۱۰۹ - وقال ایضایمدح السلطان علاءالدنیا والدین تکش بن خوارزمشاه انارالله برهانه ای ز رایت ملک و دین در نازش و در پرورش
  50. شمارهٔ ۱۱۰ - و قال ایضاً بخشید خواجه دوش مرا اسب خاص خویش
  51. شمارهٔ ۱۱۱ - وقال ایضاً یمدح الامیر الکبیر السعّید ضیاء الدّین احمد بن ابی بکر البیا بانکی درست گشت همانا شکستگّی منش
  52. شمارهٔ ۱۱۲ - وله ایضاً نکبت دانش است دولت موش
  53. شمارهٔ ۱۱۳ - وله ایضاً بطالع سفر کردم اندر رکاب
  54. شمارهٔ ۱۱۴ - و قال ایضاً یمدح الصدر السعید بهاء الدین عبدوس زهی خجل ز معالیّ تو سپهر رفیع
  55. شمارهٔ ۱۱۵ - وله ایضاً فی صفة الفرس ای ز انعام های گوناگون
  56. شمارهٔ ۱۱۶ - و قال ایضاً یمدحه یا کریماً فاق اعلی درجات الاوصاف
  57. شمارهٔ ۱۱۷ - و قال ایضا یمدح الصّدر رکن الدّین هرگز کسی نداد بدینسان نشان برف
  58. شمارهٔ ۱۱۸ - ایضاً له ای کریمی که عیال کف دربار تواند
  59. شمارهٔ ۱۱۹ - و قال ایضاً چارند گواه خواجه اسحق
  60. شمارهٔ ۱۲۰ - وله ایضاً غلّه کامسال خواجه داد مرا

متن اشعار به نقل از گنجور.