پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۹۱ - فی الّذم

دی مرا گفت دوستی که مرا

با فلان خواجه از پی دو سه کار

سخنی چند هست وز پی آن

خلوتی می ببایدم ناچار

خلوتی آن چنان که اندر وی

هیچ مخلوق را نباشد بار

گفتم این فرصت ار توانی یافت

وقت نان خوردنش نگه می دار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۹۳ - وله ایضآ یمدحهآمدست از غم عشق تو مرا آن بر سر
  2. شمارهٔ ۹۴ - و قال ایضاًبزرگا سرورا از روی انعام
  3. شمارهٔ ۹۵ - و قال ایضا یمدحهای پر شکر ز ذکر عطایت، دهان شکر
  4. شمارهٔ ۹۶ - وله ایصاً یمدحهزهی بسیرت محمود در جهان مذکور
  5. شمارهٔ ۹۷ - وله ایضاً یمدحهزهی چون خرد در جهان ناگزیر
  6. شمارهٔ ۹۸ - وله ایضاً یمدحه و یذکر الشیّبموی سپید هست خردمند را نذیر
  7. شمارهٔ ۹۹ - وقال ایضاً و یلتمس الفرسای هنر را دولت تو دستگیر
  8. شمارهٔ ۱۰۰ - وقال ایضاً فی النصیحةای دل ترا که گفت بدنیا قرار گیر
همه‌ی قصاید ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.