پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۱۰۶ - و قال ایضآ یمدحه

ای هنر پروری که ذات ترا

کس ندیدست عیب و همتا نیز

تویی آن منعمی که از کرمت

شرمسارست کان و دریا نیز

از سخای تو گشت گوهر دار

تیغ فولاد و سنگ خارا نیز

از مریدان خاص درگه تست

خرد پیر و بخت برنا نیز

جمع الفاظ و نظم مدحت تو

آسمان کرده و ثریّا نیز

کوه در خدمتت کمر بستست

کوه را خود چه قدر، جوزا نیز

باد بر تو مبارک و میمون

چون شب دوش روز فردا نیز

ای که از روی و رای تو مه و مهر

هر دو شرمنده اند و رسوا نیز

بثنای تو ناطقست مرا

یک زبان نی ، که هفت اعضا نیز

چون همه ساز سروری داری

بنده را باز جو در اثنا نیز

هم ز اسباب خواجگی باشد

شاعری فحل و شعر زیبا نیز

ید بیضا نمایم و سخنم

بد نباشد مگر بسودا نیز

بر من خسته پار بی موجب

ترشی کرده یی و صفرا نیز

وینک امسال هم بر آن منوال

میکنی زان حدیث مبدا نیز

لاجرم نیست از سخات مرا

بهره چه، زهرۀ تمنّا نیز

بنده بیرون از آنکه مادح تست

بولایت کند تولّا نیز

زحمت حضرت ار چه کم کردست

هم در آن خدمتست اینجا نیز

می کنند از سیه گری قومی

با همه کس پلاس و با ما نیز

این همه روزها که کید ضعیف

پنهان کرده اند و پیدا نیز

آنچنان بوده ام که از حیرت

بخودم هم نبود پروا نیز

گرچه من خود مقصّرم ، طلبم

هم نفرمود رای اعلا نیز

گر تو از بنده قرض می خواهی

بخطا، یا نه خود بعمدا نیز

هم عفا الله لطف تو کآخر

در شماری گرفت ما را نیز

از تو تشریف بود، عیب از ماست

که نداریم زرّ و کالا نیز

ورنه از بندگان مفلس خویش

قرض خواهست حق تعالی نیز

وانگهش قرض گرچه می ندهند

رزقشان می کند مهیّا نیز

منم آن بینوا که از ثروت

خواجگان را کنم مواسا نیز

چشم بد دور از چو من مردی

که ازینها ام و از آنها نیز

بود حاصل ز حضرت تو مرا

شرف خدمت و تماشا نیز

گشت بر بسته این طریق از آنک

روی آنم نماند و یارا نیز

وگرم هیچ روی آن بودی

تهنیت رفتی و تقاضا نیز

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۰۸ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعدسزد که تا جور آید به بوستان نرگس
  2. شمارهٔ ۱۰۹ - وقال ایضایمدح السلطان علاءالدنیا والدین تکش بن خوارزمشاه انارالله برهانهای ز رایت ملک و دین در نازش و در پرورش
  3. شمارهٔ ۱۱۰ - و قال ایضاًبخشید خواجه دوش مرا اسب خاص خویش
  4. شمارهٔ ۱۱۱ - وقال ایضاً یمدح الامیر الکبیر السعّید ضیاء الدّین احمد بن ابی بکر البیا بانکیدرست گشت همانا شکستگّی منش
  5. شمارهٔ ۱۱۲ - وله ایضاًنکبت دانش است دولت موش
  6. شمارهٔ ۱۱۳ - وله ایضاًبطالع سفر کردم اندر رکاب
  7. شمارهٔ ۱۱۴ - و قال ایضاً یمدح الصدر السعید بهاء الدین عبدوسزهی خجل ز معالیّ تو سپهر رفیع
  8. شمارهٔ ۱۱۵ - وله ایضاً فی صفة الفرسای ز انعام های گوناگون
همه‌ی قصاید ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.