پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۶۴ - ایضاً له

ای بزرگی که دست تریبتت

پای اقبال استوار کند

سایۀ مهر و مایۀ کینت

ماه را فربه و نزار کند

خواجۀ چرخ با همه شهرت

بغلامیت افتخار کند

لطف تو غنچه سازد از پیکان

خشمت از آب ذوالفقار کند

هر چه افلاک در نهان دارد

سر کلک تو آشکار کند

امر تو خاک را برقص آرد

نهی تو باد را حصار کند

هر زمان دست بخشش تو بزر

کار یک شهر چون نگار کند

همه از کیسۀ کفت باشد

هر چه باد خزان نثار کند

تند بادی که قهرت انگیزد

روی خورشید خاکسار کند

بوی ورنگی که لطفت آمیزد

و سمه در ابروی بهار کند

دیرها شد که بنده زادۀ تو

هر شبی ناله های زار کند

مانده بی نام و نان که مولانا

از پی او چه اختیار کند

چند در انتظار این هر دو

چشم اومید را چهار کند

انتظارش مده که آتش و آب

نکند آنچه انتظار کند

اوّلین لقمه استخوانش مده

کش دهان امل فگار کند

مینوازش لطف چندان کو

خو فرا جور روزگار کند

اگرش تربیت کنی چه شود؟

کرمت این چنین هزار کند

متبرّم مشو ازین داعی

ورچه ابرام بی شمار کند

با چنین دخل و خرج از کرمت

نکند کدیه، پس چه کار کند؟

دست انعام بر سرش میدار

ورنه ترتیب پا فزار کند

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۶ - الهزلیّات والاهاجی و الشّکایة وله فی هجو ضیاءالّدین المزدقانیتیزی که مغز چرخ ز بانگش فغان کند
  2. شمارهٔ ۶۷ - و قال ایضاًاسبی دارم که هرگز ایزد
  3. شمارهٔ ۶۸ - وله ایضاً فیهسرورا همّت تو برتر از آنست که عقل
  4. شمارهٔ ۶۹ - ایضاً لهخورشید چرخ شرع که نور چراغ فضل
  5. شمارهٔ ۷۰ - وله ایضاً یمدحهامروز هر نثار که کمتر ز جان بود
  6. شمارهٔ ۷۱ - وله ایضاً یمدحه و یعاتبه فیهاتویی که همّت تو از کرم جدا نبود
  7. شمارهٔ ۷۲ - ایضاً لهفروغ روی شریعت تویی که همواره
  8. شمارهٔ ۷۳ - و قال ایضآ یمدحهسروری که سرو امانی بباغ فضل
همه‌ی قصاید ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.