پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۷۲ - ایضاً له

فروغ روی شریعت تویی که همواره

سواد مسند تو پشت ملّت و دین بود

تو شهسوار بدی در صف کرم آنگاه

که نقره خنگ سپهر از هلال نوزین بود

ز شوق گوهر لفظ تو ای بسا شبها

که آستین من از روی من گهر چین بود

اگر ز هجر تو تلخست زندگانی من

عجب مدار که وصل تو جان شیرین بود

هر آن نفس که زدم در فراق خدمت تو

چو صبح تعبیه دروی هزار زوبین بود

جهانیانرا در غیبت تو شد معلوم

که شرع راز شکوهت چه مایه آیین بود

ز یکدگر بپراکند چون بنات النعّش

زمانه جمعی کان رشک نظم پروین بود

چو شاه شرع ز ما در عرای غیبت شد

همه تسلّی اهل هنر بفرزین بود

زمانه ناگهش از ما بر غم ما بر بود

زهی زمانه که با ماش اینهمه کین بود

اگرچه فرقت آن صدر هر یکی ده کرد

جراحتی که درین سینه های غمگین پود

امید وصل تو اکنون محقّقست از آنک

وصال یوسف و یعقوب ز ابن یامین بود

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷۴ - و له ایضاً یمدحههرکه او قوّت سخن خواهد بود
  2. شمارهٔ ۷۵ - و قال ایضاًخدایکان صدور جهان که گاه جدل
  3. شمارهٔ ۷۶ - و له ایضاً و یهنئه بولادة ابنه جلال الاسلاممرا ز خواب برانگیخت دوش وقت سحر
  4. شمارهٔ ۷۷ - و قال ایضاً یمدحهبزرگوارا! صدرا ! مرا چنان باید
  5. شمارهٔ ۷۸ - وله ایضاًخطی زاری بسی ناخوشتر از ریش
  6. شمارهٔ ۷۹ - وله ایضاًچگونه در چمن خوشدلی کنم پرواز
  7. شمارهٔ ۸۰ - وقال ایضاً یمدحهاین خرّمی نگر که مرا ناگهان رسید
  8. شمارهٔ ۸۱ - وقال ایضاًیمدح الاتابک الاعظم سعدبن زنگی طاب ثراه ویصف الفرسمملکت رازنوی داد شکوهی دیگر
همه‌ی قصاید ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.