پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۷۳ - و قال ایضآ یمدحه

سروری که سرو امانی بباغ فضل

از چشمه سار لطف تو سیراب می رود

در روزگار دست تو پای امید خلق

چون خامۀ تو پر گهر ناب می رود

از ننگ رنگ روز حسودت شب سیاه

چون زلف ماه رویان در تاب می رود

از بیم کشتنست که غلتان سوی عدم

خصم گریز پای چو سیماب می رود

آز شکم فراخ که هرگز نخورد سیر

از نعمت تو با همه اسباب می رود

بر کام عقل باد تو همچون نفس گذشت

در چشم شیر سهم تو چون خواب می رود

الفاظ دلفروز تو در کسوت حروف

هم بر سبیل گوهر شبتاب می رود

چون پسته هر که با تو دل او دورنگ شد

در خون خویش غرقه چو عنّاب می رود

مخدوم و صدور سیّد و مولا و مقتدا

القاب خاص تست نه اغراب می رود

لکن جلال الاسلام از جمله خوشترست

چون بحث در مجاری القاب می رود

از واجبات مدح تو صد پایه نازلست

چندانکه در ثنای تو اطناب می رود

گر بنده بر وظایف خدمت مقصرّست

یا گه گهی بسنّت اغباب می رود

تا روز هر شب از پی ورد دعای تو

چون شمع سوزناک بمحراب می رود

سرمای این چنین که همی لرزد آفتاب

از ابر اگر چه در بر سنجاب می رود

چون اشک شمع ده تو افسرده بر همست

هر قطره کز دهانۀ میزاب می رود

از بس که سطح اب ز یخ بند محکمست

فاسق چو زاهدان ز بر اب می رود

وحلی چنین که پای اگر بر زمین نهم

تا خایه پایم از پی پایاب می رود

بارندگی چنین که بهر ذرّه یی ز خاک

گویی هزار تیر به پرتاب می رود

این عذرهاست روشن و اندک عتابکی

گه گاه با حواشی اصحاب می رود

چندانکه شکر حضرت عالیست بنده را

اضعاف آن شکایت نوّاب می رود

مقصود همگنان ز تو نقدست پس چرا؟

خادم همیشه از پی نایاب می رود

زین وعدۀ دراز که در پیش می نهد

هر دم دلم ز جای چو طبطاب می رود

تا وقت ارتفاع معطّل نشسته ام

زان بر هوا دلم چو سطرلاب می رود

می گویم این و در خوی خود غوطه می خورم

از بس مبالغت که درین باب می رود

امیّد عفو دارم اگر چه ز انبساط

لفظی نه بر قضیّت آداب می رود

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷۵ - و قال ایضاًخدایکان صدور جهان که گاه جدل
  2. شمارهٔ ۷۶ - و له ایضاً و یهنئه بولادة ابنه جلال الاسلاممرا ز خواب برانگیخت دوش وقت سحر
  3. شمارهٔ ۷۷ - و قال ایضاً یمدحهبزرگوارا! صدرا ! مرا چنان باید
  4. شمارهٔ ۷۸ - وله ایضاًخطی زاری بسی ناخوشتر از ریش
  5. شمارهٔ ۷۹ - وله ایضاًچگونه در چمن خوشدلی کنم پرواز
  6. شمارهٔ ۸۰ - وقال ایضاً یمدحهاین خرّمی نگر که مرا ناگهان رسید
  7. شمارهٔ ۸۱ - وقال ایضاًیمدح الاتابک الاعظم سعدبن زنگی طاب ثراه ویصف الفرسمملکت رازنوی داد شکوهی دیگر
  8. شمارهٔ ۸۲ - وقال ایضاًفی مدح الاتابک الاعظم مظفّرالدّنیاوالدّین ابی بکر بن سعد زنگی طاب مثواه و یصف الفلککیست آن سیّاح، کورا هست بر دریا گذر
همه‌ی قصاید ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.