پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

۱۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - و له یمدح الامام الاعظم الصّدر السّعید الشهیّد رکن الدّین مسعود بن ساعد تبارک الله ازین جنبش نسیم صبا
  2. شمارهٔ ۲ - و له یمدح المولی رکن الدین مسعود حین انصرافه من خوارزم و یذکر ماجری منم اینکه گشتست ناگه مرا
  3. شمارهٔ ۳ - و قال ایضایمدحه ای آفتاب ملک که تا دامن ابد
  4. شمارهٔ ۴ - ایضا له یمدح الصّدر العالم نورالدّین المنشی نوری از روزن اقبال درافتاد مرا
  5. شمارهٔ ۵ - وله ایضاً فیه ایا سرفرازی که خورشید پر دل
  6. شمارهٔ ۶ - و قال ایضاًَ یمدح الّصدر الّسعید رکن الدّین صامد و یصف الشّمس چیست این جرم منوّر سال و ماه اندر شتاب؟
  7. شمارهٔ ۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر المعظّم فخر الدّین روز عیدست بده جام شراب
  8. شمارهٔ ۸ - و له ایضا فی رمد عینه جانم ز درد چشم بجان آمد از عذاب
  9. شمارهٔ ۹ - وله ایضآ عند عیادته ایّام زهی دیدار تو فال سعادت
  10. شمارهٔ ۱۰ - و قال ایضاً یمدحه ای بزرگی که آستانۀ تو
  11. شمارهٔ ۱۱ - وقال ایضاً یمدحه ای گفته جان جانها، روزی هزاربارت
  12. شمارهٔ ۱۲ - و قال ایضاً یمدحه ای انکه در ضمایر ارباب نظم و نثر
  13. شمارهٔ ۱۳ - وله ایضاً ای که نه شقّۀ چرخ اطلس
  14. شمارهٔ ۱۴ - وقال ایضاً فی الزهد وترک الدنیاوالموعظة والحکمة ای دل چو آگهی که فنا در پی بقاست
  15. شمارهٔ ۱۵ - و قال ایضاً یمدحه و یلتمس الفروه «در این قصیده التزام موکند» ای که از هر سر موی تو دلی اندرواست
  16. شمارهٔ ۱۶ - وقال ایضآ یمدح الصّدر السّعید عمادالاسلام الخجندی نورالله ضریحه جهان سروری و پشت دودمان خجند
  17. شمارهٔ ۱۷ - وله ایضآ یمدحه برتافتست بخت مرا روزگار دست
  18. شمارهٔ ۱۸ - ایضاً له ای کریمی که در ستایش تو
  19. شمارهٔ ۱۹ - و قال ایضآ یمدحه ای آنکه لاف میزنی از دل که عاشقست
  20. شمارهٔ ۲۰ - و قال ایضآ فیه ویصف الازار و الخشبه الموضوعه فی داره این وضع بین که گویی لطف مشکّلست
  21. شمارهٔ ۲۱ - ایضاً له پناه و قدوۀ حکّام عصر صدر جهان
  22. شمارهٔ ۲۲ - و له فی المولی رکن الدّین مسعود و انفذها بخوارزم دریای غصّه را بن و پایان پدید نیست
  23. شمارهٔ ۲۳ - و قال ایضاً یمدح الصّدر السعیّد رکن الدّین مسعود و یلتمس الوظیفه دوش عقلم که ترجمان نست
  24. شمارهٔ ۲۴ - و قال ایضآ یمدح الصّدر المعظّم فخر الدّین مپرس کز تو چگونه شکسته‌دل برگشت
  25. شمارهٔ ۲۵ - و قال ایضآ یمدحه طراوتی که جهان از دم بهار گرفت
  26. شمارهٔ ۲۶ - و قال ایضاً لبالبست دهانم زماجرایی چند
  27. شمارهٔ ۲۷ - فی النصیحه گاه آنست دلم را که بسامان گردد
  28. شمارهٔ ۲۸ - وقال ایضاًفی النصیحة ز کار آخرت آن را خبر تواند بود
  29. شمارهٔ ۲۹ - و له ذوالرّدفین من الماضی الی المستقبل فی مدحه سپیده دم که نسیم بهار می آمد
  30. شمارهٔ ۳۰ - و له ایضاً یمدحه حین وصول بشارة انصافه بوی فصل بهار می آید
  31. شمارهٔ ۳۱ - و قال ایضاً یمدحه ای خداوندی که القاب تو چون فصل الخطاب
  32. شمارهٔ ۳۲ - و قال ایضاً زبان و خاطر من رای افرین دارد
  33. شمارهٔ ۳۳ - و قال ایضاً یمدحه اصفهان خرّمست ومردم شاد
  34. شمارهٔ ۳۴ - و قال ایضاً یمدحه درین جناب همایون که تا قیامت باد
  35. شمارهٔ ۳۵ - و قال ایضاً عید جهان عید تو فرخنده باد
  36. شمارهٔ ۳۶ - وله یمدحه ببلد الری و بهنیّه بالنیروز.! بزرگوارا روزت همیشه نوروزست
  37. شمارهٔ ۳۷ - وله یمدحه ببلد الری و بهنیه بالنیروز.! بزرگوارا روزت همیشه نوروزست
  38. شمارهٔ ۳۸ - وله ایضاً یمدح الملک المعظم مظفرالدّین الاعظم همیشه تازمین وآسمان باد
  39. شمارهٔ ۳۹ - وله ایضاً ای طلعت تو عید بزرگ جهانیان
  40. شمارهٔ ۴۰ - وله ایضآ یمدحه درّی که چرخ بر طبق اسمان نهاد
  41. شمارهٔ ۴۱ - وله ایضاً فیه دعاگو را توقّع بود صدرا
  42. شمارهٔ ۴۲ - ایضاً له یمدح الملک العادل اصفهبد المازندران سپاهان رابهریک چنددولتها جوان گردد
  43. شمارهٔ ۴۳ - وله ایضاً فیه فلک جنابا در آرزوی حضرت تو
  44. شمارهٔ ۴۴ - وله فی الصّاحب شهاب الدّین عزیزان اگر در حیّز عالم کسی هست
  45. شمارهٔ ۴۵ - وقال ایضایمدح الصّاحب السّعیدشرف الدّین معین الاسلام علی بن الفضل حین بناء المدرسة باصفهان خدای عزّوجلّ هرچه درجهان آرد
  46. شمارهٔ ۴۶ - و له ایضا یمدحه خدایگان وزیران جهان فضل و کرم
  47. شمارهٔ ۴۷ - و له ایضا یمدحه ای خسروی که آتش تیغ تو روز کن
  48. شمارهٔ ۴۸ - وقال ایضاً یمدح الملک المعظّم مظفّرالدّین محمّد بن المبارز صاحب ایک بحکمتی که خدای جهان مقدّرکرد
  49. شمارهٔ ۴۹ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید عمادالاسلام الخجندی بر هر زمین که مردم چشمم گذار کرد
  50. شمارهٔ ۵۰ - و قال ایضاً بمدحه فراق روی تو ما را بروی آن آورد
  51. شمارهٔ ۵۱ - و قال ایضاً خواجه از کبر آن پلنگ آمد
  52. شمارهٔ ۵۲ - وله ایضاً هر که در...هلد بغا باشد
  53. شمارهٔ ۵۳ - و قال ایضاً اگر چه صدر فخرالدّین کریمست
  54. شمارهٔ ۵۴ - وله یمدح الملک السّعیدسعدبن زنگی رحمة الله تا دلم در خَم آن زلفِ پریشان باشد
  55. شمارهٔ ۵۵ - و قال ایضاً یمدحه «نظرنامه» ای سرافراز که هر جای که صاحب نظریست
  56. شمارهٔ ۵۶ - ایضاً له خدایگان بزرگان و مقتدای کرام
  57. شمارهٔ ۵۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد از این بشارت خرْم که ناگهان آمد
  58. شمارهٔ ۵۸ - وقال ایضاً و یذکر فیه مصالة الصّدر السّعید رکن الدّین مسعود صاعد و صدر الدّین عمر الخجندی دلا گرمی کنی شادی، چه داری ؟ گاه آن آمد
  59. شمارهٔ ۵۹ - وقال ایضا یمدح الاتابک الاعظم سعد بن زنگی طاب ثراواه اوان استخلاصه من المواخذه ایا شهی که ضمیرت بچشم گوشۀ فکر
  60. شمارهٔ ۶۰ - و له ایضا یمدحه زهی ستوده خصالی که از صدور کرام

متن اشعار به نقل از گنجور.