فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱ - و له یمدح الامام الاعظم الصّدر السّعید الشهیّد رکن الدّین مسعود بن ساعد تبارک الله ازین جنبش نسیم صبا
- شمارهٔ ۲ - و له یمدح المولی رکن الدین مسعود حین انصرافه من خوارزم و یذکر ماجری منم اینکه گشتست ناگه مرا
- شمارهٔ ۳ - و قال ایضایمدحه ای آفتاب ملک که تا دامن ابد
- شمارهٔ ۴ - ایضا له یمدح الصّدر العالم نورالدّین المنشی نوری از روزن اقبال درافتاد مرا
- شمارهٔ ۵ - وله ایضاً فیه ایا سرفرازی که خورشید پر دل
- شمارهٔ ۶ - و قال ایضاًَ یمدح الّصدر الّسعید رکن الدّین صامد و یصف الشّمس چیست این جرم منوّر سال و ماه اندر شتاب؟
- شمارهٔ ۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر المعظّم فخر الدّین روز عیدست بده جام شراب
- شمارهٔ ۸ - و له ایضا فی رمد عینه جانم ز درد چشم بجان آمد از عذاب
- شمارهٔ ۹ - وله ایضآ عند عیادته ایّام زهی دیدار تو فال سعادت
- شمارهٔ ۱۰ - و قال ایضاً یمدحه ای بزرگی که آستانۀ تو
- شمارهٔ ۱۱ - وقال ایضاً یمدحه ای گفته جان جانها، روزی هزاربارت
- شمارهٔ ۱۲ - و قال ایضاً یمدحه ای انکه در ضمایر ارباب نظم و نثر
- شمارهٔ ۱۳ - وله ایضاً ای که نه شقّۀ چرخ اطلس
- شمارهٔ ۱۴ - وقال ایضاً فی الزهد وترک الدنیاوالموعظة والحکمة ای دل چو آگهی که فنا در پی بقاست
- شمارهٔ ۱۵ - و قال ایضاً یمدحه و یلتمس الفروه «در این قصیده التزام موکند» ای که از هر سر موی تو دلی اندرواست
- شمارهٔ ۱۶ - وقال ایضآ یمدح الصّدر السّعید عمادالاسلام الخجندی نورالله ضریحه جهان سروری و پشت دودمان خجند
- شمارهٔ ۱۷ - وله ایضآ یمدحه برتافتست بخت مرا روزگار دست
- شمارهٔ ۱۸ - ایضاً له ای کریمی که در ستایش تو
- شمارهٔ ۱۹ - و قال ایضآ یمدحه ای آنکه لاف میزنی از دل که عاشقست
- شمارهٔ ۲۰ - و قال ایضآ فیه ویصف الازار و الخشبه الموضوعه فی داره این وضع بین که گویی لطف مشکّلست
- شمارهٔ ۲۱ - ایضاً له پناه و قدوۀ حکّام عصر صدر جهان
- شمارهٔ ۲۲ - و له فی المولی رکن الدّین مسعود و انفذها بخوارزم دریای غصّه را بن و پایان پدید نیست
- شمارهٔ ۲۳ - و قال ایضاً یمدح الصّدر السعیّد رکن الدّین مسعود و یلتمس الوظیفه دوش عقلم که ترجمان نست
- شمارهٔ ۲۴ - و قال ایضآ یمدح الصّدر المعظّم فخر الدّین مپرس کز تو چگونه شکستهدل برگشت
- شمارهٔ ۲۵ - و قال ایضآ یمدحه طراوتی که جهان از دم بهار گرفت
- شمارهٔ ۲۶ - و قال ایضاً لبالبست دهانم زماجرایی چند
- شمارهٔ ۲۷ - فی النصیحه گاه آنست دلم را که بسامان گردد
- شمارهٔ ۲۸ - وقال ایضاًفی النصیحة ز کار آخرت آن را خبر تواند بود
- شمارهٔ ۲۹ - و له ذوالرّدفین من الماضی الی المستقبل فی مدحه سپیده دم که نسیم بهار می آمد
- شمارهٔ ۳۰ - و له ایضاً یمدحه حین وصول بشارة انصافه بوی فصل بهار می آید
- شمارهٔ ۳۱ - و قال ایضاً یمدحه ای خداوندی که القاب تو چون فصل الخطاب
- شمارهٔ ۳۲ - و قال ایضاً زبان و خاطر من رای افرین دارد
- شمارهٔ ۳۳ - و قال ایضاً یمدحه اصفهان خرّمست ومردم شاد
- شمارهٔ ۳۴ - و قال ایضاً یمدحه درین جناب همایون که تا قیامت باد
- شمارهٔ ۳۵ - و قال ایضاً عید جهان عید تو فرخنده باد
- شمارهٔ ۳۶ - وله یمدحه ببلد الری و بهنیّه بالنیروز.! بزرگوارا روزت همیشه نوروزست
- شمارهٔ ۳۷ - وله یمدحه ببلد الری و بهنیه بالنیروز.! بزرگوارا روزت همیشه نوروزست
- شمارهٔ ۳۸ - وله ایضاً یمدح الملک المعظم مظفرالدّین الاعظم همیشه تازمین وآسمان باد
- شمارهٔ ۳۹ - وله ایضاً ای طلعت تو عید بزرگ جهانیان
- شمارهٔ ۴۰ - وله ایضآ یمدحه درّی که چرخ بر طبق اسمان نهاد
- شمارهٔ ۴۱ - وله ایضاً فیه دعاگو را توقّع بود صدرا
- شمارهٔ ۴۲ - ایضاً له یمدح الملک العادل اصفهبد المازندران سپاهان رابهریک چنددولتها جوان گردد
- شمارهٔ ۴۳ - وله ایضاً فیه فلک جنابا در آرزوی حضرت تو
- شمارهٔ ۴۴ - وله فی الصّاحب شهاب الدّین عزیزان اگر در حیّز عالم کسی هست
- شمارهٔ ۴۵ - وقال ایضایمدح الصّاحب السّعیدشرف الدّین معین الاسلام علی بن الفضل حین بناء المدرسة باصفهان خدای عزّوجلّ هرچه درجهان آرد
- شمارهٔ ۴۶ - و له ایضا یمدحه خدایگان وزیران جهان فضل و کرم
- شمارهٔ ۴۷ - و له ایضا یمدحه ای خسروی که آتش تیغ تو روز کن
- شمارهٔ ۴۸ - وقال ایضاً یمدح الملک المعظّم مظفّرالدّین محمّد بن المبارز صاحب ایک بحکمتی که خدای جهان مقدّرکرد
- شمارهٔ ۴۹ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید عمادالاسلام الخجندی بر هر زمین که مردم چشمم گذار کرد
- شمارهٔ ۵۰ - و قال ایضاً بمدحه فراق روی تو ما را بروی آن آورد
- شمارهٔ ۵۱ - و قال ایضاً خواجه از کبر آن پلنگ آمد
- شمارهٔ ۵۲ - وله ایضاً هر که در...هلد بغا باشد
- شمارهٔ ۵۳ - و قال ایضاً اگر چه صدر فخرالدّین کریمست
- شمارهٔ ۵۴ - وله یمدح الملک السّعیدسعدبن زنگی رحمة الله تا دلم در خَم آن زلفِ پریشان باشد
- شمارهٔ ۵۵ - و قال ایضاً یمدحه «نظرنامه» ای سرافراز که هر جای که صاحب نظریست
- شمارهٔ ۵۶ - ایضاً له خدایگان بزرگان و مقتدای کرام
- شمارهٔ ۵۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد از این بشارت خرْم که ناگهان آمد
- شمارهٔ ۵۸ - وقال ایضاً و یذکر فیه مصالة الصّدر السّعید رکن الدّین مسعود صاعد و صدر الدّین عمر الخجندی دلا گرمی کنی شادی، چه داری ؟ گاه آن آمد
- شمارهٔ ۵۹ - وقال ایضا یمدح الاتابک الاعظم سعد بن زنگی طاب ثراواه اوان استخلاصه من المواخذه ایا شهی که ضمیرت بچشم گوشۀ فکر
- شمارهٔ ۶۰ - و له ایضا یمدحه زهی ستوده خصالی که از صدور کرام
متن اشعار به نقل از گنجور.