پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۵۲ - وله ایضاً

هر که در...هلد بغا باشد

ور مزکّی شهر ما باشد

وانکه مفسد بود ریم ریشش

ورچه او را لقب ضیا باشد

بر مزکّی چه اعتماد بود

که ربا خوار و خر بغا باشد

چون سر محبره ز عشق قلم

منفذ ...ش بر هوا باشد

بدو تا نان مزوّری سازد

که به از صد انار با باشد

لقمۀ نان خوشیتن نخورد

ور دو هفته ز ناشتا باشد

هم ز ... سو بود فراخ عطا

اگرش همّت عطا باشد

پشتی برزگر کند همه وقت

این هم از غایت دها باشد

کانچنان پشت بسته کو طلبد

کنگ پشتی بروستا باشد

دعوی علم چون کند آن خر

که همه ساله چارپا باشد

شاهدان را اگرچه راست کند

دوست دارد که خود دو تا باشد

چون معدّل بود برای خدا؟

آنکه میلش بانحنا باشد

پشت بر هر برادری که کند

بخورد گوشتش، روا باشد؟

هر مزکّی که هست شاهد باز

آن نه از طبع پارسا باشد

آنکه در بسترش حرام رود

لایق بالش قضا باشد؟

هر که او عشوه داد و رشوه ستد

ورچه در حکم پادشا باشد

آخرالامر دست او روزی

چون سر و ریش بلبقا باشد

این عجبتر که گرچه هست دو روی

ستد و دادش از قفا باشد

خان لنجان و جوهر ستان نیز

بر بزرگی او گوا باشد

دیدۀ مقعدش مگر کورست

که همه ساله با عصا باشد؟

اگرش نیست علّتی همه شب

شاف احمر درو چرا باشد؟

حشرانگیز روز فتنه کند

از محالات هر کجا باشد

تیز در ریش آن مزکّی ککو

کار سازش لوا لوا باشد

هر چه از ناسزا توان گفتن

همه در حقّ او سزا باشد

گفتم او را که مرد دانشمند

که به ... در هلد خطا باشد

گفت مرد آن بود که در همه وقت

سنگ زیرین آسیا باشد

تا سر ... خر بوقت نعوظ

نسختی از چراغ پا باشد

تا بصورت معدّل بدروغ

راست بر شکل انحنا باشد

... در ... او نخواهم گفت

زانکه بس حاجتش روا باشد

بر خطر باد ذات او هر جا

کاتش و نفط و بوریا باشد

چشم دارم که داردم معذور

که بدست رهی دعا باشد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۴ - وله یمدح الملک السّعیدسعدبن زنگی رحمة اللهتا دلم در خَم آن زلفِ پریشان باشد
  2. شمارهٔ ۵۵ - و قال ایضاً یمدحه «نظرنامه»ای سرافراز که هر جای که صاحب نظریست
  3. شمارهٔ ۵۶ - ایضاً لهخدایگان بزرگان و مقتدای کرام
  4. شمارهٔ ۵۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعداز این بشارت خرْم که ناگهان آمد
  5. شمارهٔ ۵۸ - وقال ایضاً و یذکر فیه مصالة الصّدر السّعید رکن الدّین مسعود صاعد و صدر الدّین عمر الخجندیدلا گرمی کنی شادی، چه داری ؟ گاه آن آمد
  6. شمارهٔ ۵۹ - وقال ایضا یمدح الاتابک الاعظم سعد بن زنگی طاب ثراواه اوان استخلاصه من المواخذهایا شهی که ضمیرت بچشم گوشۀ فکر
  7. شمارهٔ ۶۰ - و له ایضا یمدحهزهی ستوده خصالی که از صدور کرام
  8. شمارهٔ ۶۱ - وله یمدح المولی رکن الدّین صاعدای که از درّ درج مدحت تو
همه‌ی قصاید ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.