پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۵۶ - ایضاً له

خدایگان بزرگان و مقتدای کرام

که صیت عدل تو معمار ربع مسکون شد

کمال قدر ترا پایه آنچنان عالیست

که اوج قبّۀ چرخش چو صحن هامون شد

هزار بار فزون دیده ام که همّت تو

بنردبان معالی بر اوج گردون شد

زمانه از پی تعویذ بست بر بازو

هر آن قصیده که در مدحت تو موزون شد

مرا بکام دل بدسگال بنشاندن

نه مقتضی کرم بود، لکن اکنون شد

صداع حضرت عالی نمیتوانم داد

که ماجرای من از مکر دشمنان چون شد

ولیکن از سر ضجرت پریر ناگاهان

در آن دعا که بسمع شریف مقرون شد

بگفتم الحق وان هم نگفته بهتر بود

که از شماتت اعدا مرا جگر خون شد

خیال بود را کاختر سعادت من

بدین دقیقه ز برج و بال بیرون شد

ز لطفها که بر الفاظ مولوی میرفت

یقین شدم که همه کار من دگرگون شد

چو بعد از آنکه بکفتم تدارکی بنرفت

از آنچه بود شماتت یکی ده افزون شد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۵۸ - وقال ایضاً و یذکر فیه مصالة الصّدر السّعید رکن الدّین مسعود صاعد و صدر الدّین عمر الخجندیدلا گرمی کنی شادی، چه داری ؟ گاه آن آمد
  2. شمارهٔ ۵۹ - وقال ایضا یمدح الاتابک الاعظم سعد بن زنگی طاب ثراواه اوان استخلاصه من المواخذهایا شهی که ضمیرت بچشم گوشۀ فکر
  3. شمارهٔ ۶۰ - و له ایضا یمدحهزهی ستوده خصالی که از صدور کرام
  4. شمارهٔ ۶۱ - وله یمدح المولی رکن الدّین صاعدای که از درّ درج مدحت تو
  5. شمارهٔ ۶۲ - فی مرثیة ابنه لمّا هلک بالغرقهمرمان نازنینم از سفر باز آمدند
  6. شمارهٔ ۶۳ - و قال ایضاً یمدحهای صاحبی که دامن جان پرگهر کند
  7. شمارهٔ ۶۴ - ایضاً لهای بزرگی که دست تریبتت
  8. شمارهٔ ۶۵ - وقال ایضآ یمدحه ویصف القصراساس قصر ازین خوبتر توان افکند؟
همه‌ی قصاید ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.