پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۲۶ - و قال ایضاً

لبالبست دهانم زماجرایی چند

که جز که با لب خود با کسی نیارم گفت

شکایتی که از ابنای عصر هست مرا

بگویم و نکنم شرم، نی نیارم گفت

زبان زنطق فرو بسته ام بمهر سکوت

نه آنکه طبع ندارم، بلی نیارم گفت

زیم آنکه نماندست دوستی محرم

ز صد هزار غم دل یکی نیارم گفت

بترک شعر بگفتم، چرا؟ از آنکه دروغ

ز حد ببردم و یک راست می نیارم گفت

سزای یک یکشان آنچنان که من دانم

کسی نداند گفتن، ولی نیارم گفت

سخن چگونه توان گفت کاهل این ایّام

سزای مدح نیند و هجی نیارم گفت

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۲۸ - وقال ایضاًفی النصیحةز کار آخرت آن را خبر تواند بود
  2. شمارهٔ ۲۹ - و له ذوالرّدفین من الماضی الی المستقبل فی مدحهسپیده دم که نسیم بهار می آمد
  3. شمارهٔ ۳۰ - و له ایضاً یمدحه حین وصول بشارة انصافهبوی فصل بهار می آید
  4. شمارهٔ ۳۱ - و قال ایضاً یمدحهای خداوندی که القاب تو چون فصل الخطاب
  5. شمارهٔ ۳۲ - و قال ایضاًزبان و خاطر من رای افرین دارد
  6. شمارهٔ ۳۳ - و قال ایضاً یمدحهاصفهان خرّمست ومردم شاد
  7. شمارهٔ ۳۴ - و قال ایضاً یمدحهدرین جناب همایون که تا قیامت باد
  8. شمارهٔ ۳۵ - و قال ایضاًعید جهان عید تو فرخنده باد
همه‌ی قصاید ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.