پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۳۰ - و له ایضاً یمدحه حین وصول بشارة انصافه

بوی فصل بهار می آید

آب با روی کار می آید

غنچه های امید می شکفد

گل دولت ببار می آید

تازه و تر شکوفه های امل

بر سر شاخسار می آید

صورت کارها بنامیزد

همه همچون نگار می آید

در چمن لطف و نرمی گلبرگ

عذر تیزیّ خار می آید

عوض بادهای نوروزی

کاروان تتار می آید

دیدۀ ابر را بجای سرشک

گوهر شاهوار می آید

چمن از برگ و شاخ و ناله مرغ

کز دل بیقرار می آید

بست آذین و مطربان بنشاند

که شه نوبهار می آید

پای درخاک و تاج زر بر سر

نرگس پر خمار می آید

متمایل چو یار من سر مست

بس خوش و شاد خوار می آید

چشمها چار کرده بر ره دوست

خیره از انتظار می آید

شاخ چشم شکوفه بگشاده

بسر رهگذار می آید

دست یازید و سیم پیش آورد

زآنکه وقت نثار می آید

رعد چاوش وار مقرعه زن

برق خنجر گزار می آید

سرو آزاد دستها برهم

راستی بنده وار می آید

گر ندارد نشاط استقبال

گل چه معنی سوار می آید

جان همی پرورد صبا، پنداشت

کز برآن نگار می آید

خوابگه کرده بود در زلفش

زان چنین مشکبار می آید

این همه چیست؟ موکب عالی

با هزار اعتبار می آید

از دهان جهان بگوش دلم

مژده وصل یار می آید

هرچه در سرّ غیب تعبیه بود

دم بدم آشکار می امد

یزک نصرت و طلیعۀ فتح

از یمین و یسار می آمد

لشکر آرزو ز مکمن غیب

یک بیک بر قطار می آید

ترکتاز سپاه عیش و طرب

بسر روزگار می آید

در و دیوار شهر می گویند

خواجه بس کامکار می آید

لاله چون دشمنان صدر جهان

خجل و شرمسار می آید

خون دل در قرح همی بیند

زان چنان دلفکار می آید

آب هم رنگ اشک او دارد

زین سبب خاکسار می آید

گرچه از روزگار بر دل ما

زخمها استوار می آید

زین یکی خوشدلم که مولانا

دو برفت و چهار می آمد

لفظ جمع ار چه کرده ام واحد

عذر را خواستار می آید

کاندر آن حضرت ار چه بسیارند

آن یکی در شمار می آید

گرچه در خاطرم به دولت تو

معنی صد هزار می آید

بس کنم بس که در طریق سخن

کوتهی اختیار می اید

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۳۲ - و قال ایضاًزبان و خاطر من رای افرین دارد
  2. شمارهٔ ۳۳ - و قال ایضاً یمدحهاصفهان خرّمست ومردم شاد
  3. شمارهٔ ۳۴ - و قال ایضاً یمدحهدرین جناب همایون که تا قیامت باد
  4. شمارهٔ ۳۵ - و قال ایضاًعید جهان عید تو فرخنده باد
  5. شمارهٔ ۳۶ - وله یمدحه ببلد الری و بهنیّه بالنیروز.!بزرگوارا روزت همیشه نوروزست
  6. شمارهٔ ۳۷ - وله یمدحه ببلد الری و بهنیه بالنیروز.!بزرگوارا روزت همیشه نوروزست
  7. شمارهٔ ۳۸ - وله ایضاً یمدح الملک المعظم مظفرالدّین الاعظمهمیشه تازمین وآسمان باد
  8. شمارهٔ ۳۹ - وله ایضاًای طلعت تو عید بزرگ جهانیان
همه‌ی قصاید ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.