پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۳۸ - وله ایضاً یمدح الملک المعظم مظفرالدّین الاعظم

همیشه تازمین وآسمان باد

شکوه پادشاه کامران باد

سرشاهان پناه تاجداران

که ازملکش تمتّع جاودان باد

سرتیغش جهانراجان ستان شد

دم جان بخش اوجان جهان باد

زآب تیغ اوآتش برافروخت

ز رای پیراودولت جوان باد

میان درخدمتش هرکونبندد

چونیزه تارکش جای سنان باد

بمدح وآفرین دست و بازوش

ظفرچون خنجرش رطب اللّسان باد

بگاه گریه اشک چشم خصمش

زبی آبی بشکل ناردان باد

چوکوزه چشم خصمش آبدانست

چوکوره ازدهان آتش فشان باد

لقاطات زبان خامۀ او

میان اهل معنی داستان باد

سخارا جلوه گاه آن آستین است

امل راتکیه گاه آن آستان باد

زبان تیغ اوچون ماجرا گفت

سرخصمش بخرده درمیان باد

برایوان شرف درقصر دولت

زتیغ هندی او پاسبان باد

زدست درفشانش روز بخشش

همه روی زمین چون آسمان باد

هرآن گوهرکه لفظش باهم آورد

پراکنده بسعی آن بنان باد

شکوه و زور بازوی معانی

ازآن کلک ضعیف ناتوان باد

عقود گوهر از دست و زبانش

نثاردامن آخرزمان باد

حیات ملک ازآب خنجر اوست

بجوی نصرت آب او روان باد

زباران کمانش خانۀ خصم

زبر زیر و تهی همچون کمان باد

کسی راکزخلافش دل سبک شد

علاجش زان سرگرز گران باد

زبان دشمنش آغشته درخون

چوپسته خون گرفته دردهان باد

کرم باعادت اوهمنشین است

ظفرباموکب اوهم عنان باد

جوانمردا ! شها ! پیروز بختا !

بتوجان معانی شادمان باد

گرفته دامن گردون بدندان

ستاره درپی حکمت دوان باد

زبهرفکرتم بربام مدحت

زچرخ هفت پایه نردبا ن باد

چراغ دولتت گیتی فروزست

زلال لطف توآتش نشان باد

سخنهای تونورچشم فضلست

ثنایت گوهرتیغ زبان باد

سلیمانی وداری خاتم ملک

بفرمان توجان انس وجان باد

دل ماکزتومالامال مهرست

زمهرخاتمت بروی نشان باد

ریاض ملک راازدولت تو

هزاران بوستان دربوستان باد

ز روی دوستان وحلق خصمان

شکفته ارغوان درارغوان باد

طراز جمله دیوانهای اشعار

ثنای خسروگیتی ستان باد

رهی گرچه دعاگویست ازدور

درآن حضرت بزودی مدح خوان باد

بسوی حضرتت دیوان بنده

بهینه تحفه یی ازاصفهان باد

همیشه تا بود برچرخ انجم

بقاء خسروصاحب قران باد

مدارآسمان وسیر اختر

چنان کت آرزوباشد،چنان باد

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۴۰ - وله ایضآ یمدحهدرّی که چرخ بر طبق اسمان نهاد
  2. شمارهٔ ۴۱ - وله ایضاً فیهدعاگو را توقّع بود صدرا
  3. شمارهٔ ۴۲ - ایضاً له یمدح الملک العادل اصفهبد المازندرانسپاهان رابهریک چنددولتها جوان گردد
  4. شمارهٔ ۴۳ - وله ایضاً فیهفلک جنابا در آرزوی حضرت تو
  5. شمارهٔ ۴۴ - وله فی الصّاحب شهاب الدّین عزیزاناگر در حیّز عالم کسی هست
  6. شمارهٔ ۴۵ - وقال ایضایمدح الصّاحب السّعیدشرف الدّین معین الاسلام علی بن الفضل حین بناء المدرسة باصفهانخدای عزّوجلّ هرچه درجهان آرد
  7. شمارهٔ ۴۶ - و له ایضا یمدحهخدایگان وزیران جهان فضل و کرم
  8. شمارهٔ ۴۷ - و له ایضا یمدحهای خسروی که آتش تیغ تو روز کن
همه‌ی قصاید ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.