فهرست اشعار
- شمارهٔ ۱۲۱ - و قال ایضاً یمدحه خدایان صدور جهان شهاب الدّین
- شمارهٔ ۱۲۲ - و قال ایضآ یمدح الصّذر السّعید رکن الدّین صاعد ای در محیط عشقت، سر کشته نقطۀ دل
- شمارهٔ ۱۲۳ - وله یمدح الصّاحب جلال الدّین ماجرایی که میان من و گردون رفتست
- شمارهٔ ۱۲۴ - و له ایضا یمدح ملک الشّعراء رکن الدین دعوی دار خیرمقدم، زکجا پرسمت ای باد شمال ؟
- شمارهٔ ۱۲۵ - وله ایضا یمدحه و یهنّیه بالزّفاف چو خیل زنگ بیار استند صفّ جدال
- شمارهٔ ۱۲۶ - وله ایضاً ز مزدقانی باور کنم اگر گوید
- شمارهٔ ۱۲۷ - کتب الیه بعض اصد قائه جهان جان معانی خدیو عرصۀ فضل
- شمارهٔ ۱۲۸ - و قال ایضاً یمدح الصّاحب المعظّم نظام الدّین محمّد طاب ثراه بنا میزد! بنا میزد !زهی گیتی بتو خرّم
- شمارهٔ ۱۲۹ - و قال ایضا فی الجربات کوه بلاشدست ز رنج جرب تنم
- شمارهٔ ۱۳۰ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد خفتۀ بیدار بودم دوش کز دارالسلام
- شمارهٔ ۱۳۱ - و قال ایضآ یمدح الصّاحب المعّظم نظام الدّین محمّد طاب ثراه و یصف الدّوات چیست آن دریا که دارد در دل کشتی مقام
- شمارهٔ ۱۳۲ - و قال ایضاً یمدح الصّدر السّعید رکن الدیّین صاعد صدرا ! ز خاکپای تو بیزار نیستم
- شمارهٔ ۱۳۳ - در مرثیهٔ پسر خود گوید نور دو دیدگان ز لقای تو داشتم
- شمارهٔ ۱۳۴ - فی الصّدر رشید الدّین جهان بگشتم و آفاق سربسر دیدم
- شمارهٔ ۱۳۵ - و قال ایضا ویرتی فیه والده روزی وطاء کحلی شب در سر آورم
- شمارهٔ ۱۳۶ - و قال ایضاً یمدح سلطان الشّریعهٔ رکن الدّین ای بزرگی که چو من راه مدیحت سپرم
- شمارهٔ ۱۳۷ - وله ایضاً یمدحه و یذکر عقداً شرعیاً ای ز خاک در تو تاج سرم
- شمارهٔ ۱۳۸ - و قالایضاً یمدحه گهرفشانان ،صدرا ، ز عشق الفاظت
- شمارهٔ ۱۳۹ - وله ایضا یمدحه صدرا بساط حضرت تو رفعتی گرفت
- شمارهٔ ۱۴۰ - وله ایضا یمدحه در ارزوی روی تو ای نو بهار چشم
- شمارهٔ ۱۴۱ - وله ایضاً من که از دور چرخ ممتخم
- شمارهٔ ۱۴۲ - و قال ایضاً بعهدهای گذشته امین من آن بود
- شمارهٔ ۱۴۳ - و قال ایضاً ای صدرِ روزگار، تو دانی که مدّتیست
- شمارهٔ ۱۴۴ - و قال ایضاً فلک قدرا من آن دیدم زجودت
- شمارهٔ ۱۴۵ - وقال ایضا یمدح الصدر السّعید رکن الدّین صاعد زهی کشیده جلال تو بر فلک دامن
- شمارهٔ ۱۴۶ - وقال ایضاً یمدحه این ابر نم گرفته ز دریای بی کران
- شمارهٔ ۱۴۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید صدر الّدین عمر الخجندی زهی بحلقۀ زلف تو نرخ جان ارزان
- شمارهٔ ۱۴۸ - وقال ایضا یمدح السلطان جلال الدنیاوالدین منکرنی بن محمدبن خوارزمشاه بسیط روی زمین بازگشت آبادان
- شمارهٔ ۱۴۹ - ایضاً له یمدح الصّاحب تاج الدّین شرف الملک علی بن کریم الشرق جهان شداز نفحات نسیم،مشک افشان
- شمارهٔ ۱۵۰ - و قال ایضآ یمدحه ای قلمت با دویت ، طوطی و هندوستان
- شمارهٔ ۱۵۱ - و قال ایضا و ارسل الیه سلام علیک ای بزرگ جهان
- شمارهٔ ۱۵۲ - و قال ایضاً صد غمّاز مجد عبّادان
- شمارهٔ ۱۵۳ - وله ایضاً ای صبا، ای صبا، بحکم کرم
- شمارهٔ ۱۵۴ - وقال ایضآ یمدحه نسیم باد صبا بوی گلستان برسان
- شمارهٔ ۱۵۵ - و قال ایضا زهی گرفته به تیغ زبان جهان سخن
- شمارهٔ ۱۵۶ - فاجابه اثیرالدین را رسمست بر زبان قلم
- شمارهٔ ۱۵۷ - وله فی الصدر شرف الدین افتخار العراق علی ادام الله ظله زهی شگرف نوالی که بر کرم فرضست
- شمارهٔ ۱۵۸ - و له یمدحه ویهنّئه بالعود من السفر مع الخلعة زهی بنور جمال تو چشم جان روشن
- شمارهٔ ۱۵۹ - وقال ایضاً یمدحه ای به هنگام شداید کرمت عدّت من
- شمارهٔ ۱۶۰ - ایضاً له بزرگوارا! صدرا! تو از تن آسانی
- شمارهٔ ۱۶۱ - وقال ایضایمدحه گرفت پایۀ تخت خدایگان زمین
- شمارهٔ ۱۶۲ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد برخیّ آن دو عارض و آن زلف نازنین
- شمارهٔ ۱۶۳ - و قال ایضاً زهی رسیده بجایی که بر سپهر برین
- شمارهٔ ۱۶۴ - وله ایضاً فی التماس السّرج زهی ستوده خصالی که رایض عزمت
- شمارهٔ ۱۶۵ - وله فی الامیر الحاجب همان الدّین الیاس مجلس محترم همام الدّین
- شمارهٔ ۱۶۶ - ایضا له یمدح الملک السّعیدنصرة الدّین محمّدبن الحسین الخرمیل زهی برفلک سوده پرّ کلاه
- شمارهٔ ۱۶۷ - فی التوحید ای جلال تو بیانها را زبان انداخته
- شمارهٔ ۱۶۸ - وله ایضاً فیه ای ز بزرگی بدان مقام که قدرت
- شمارهٔ ۱۶۹ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الّدین صاعد زهی ز سنبل تر کرده لاله را پرده
- شمارهٔ ۱۷۰ - وقال ایضاً فی الموعظة ایا بگام هوس راه عمر پیموده
- شمارهٔ ۱۷۱ - وقال ایضاً فیه عند قدومه من السفر برآمد بنیکوتر اختر شکوفه
- شمارهٔ ۱۷۲ - وله ایضاً ای خداوندی که گردون با همه فرمان دهی
- شمارهٔ ۱۷۳ - وقال ایضاً بمدح الصاحب عمیدالدین الفارسی بدیدمت نه سر آن معاملت داری
- شمارهٔ ۱۷۴ - و قال ایضا یمدحه ای که در شیوۀ گوهر باری
- شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح رکن الدّین صاعد گوید ای از بسیط جاه تو گردون ولایتی
- شمارهٔ ۱۷۶ - و له ایضاً یمدحه بعد وفات ابیه و یذکر جلوسه القضاء الرباسه باقتصاد ارادت نهاد حکم خدای
- شمارهٔ ۱۷۷ - و قال ایضآ یمدحه ای نسیم لطفت عنبر سای
- شمارهٔ ۱۷۸ - وله ایضا یمحدح ای دل چو نیست صبر ترا برقرار پای
- شمارهٔ ۱۷۹ - فی النصیحة ویتخلص بمدح الامام شهاب الدین السهروردی دلا بکوش که باقی عمر دریایی
- شمارهٔ ۱۸۰ - وله ایضاً یمدحه ببلد النّشابور جهان کرم پادشاه شریعت
متن اشعار به نقل از گنجور.