پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

۱۹۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ - و قال ایضاً یمدحه خدایان صدور جهان شهاب الدّین
  2. شمارهٔ ۱۲۲ - و قال ایضآ یمدح الصّذر السّعید رکن الدّین صاعد ای در محیط عشقت، سر کشته نقطۀ دل
  3. شمارهٔ ۱۲۳ - وله یمدح الصّاحب جلال الدّین ماجرایی که میان من و گردون رفتست
  4. شمارهٔ ۱۲۴ - و له ایضا یمدح ملک الشّعراء رکن الدین دعوی دار خیرمقدم، زکجا پرسمت ای باد شمال ؟
  5. شمارهٔ ۱۲۵ - وله ایضا یمدحه و یهنّیه بالزّفاف چو خیل زنگ بیار استند صفّ جدال
  6. شمارهٔ ۱۲۶ - وله ایضاً ز مزدقانی باور کنم اگر گوید
  7. شمارهٔ ۱۲۷ - کتب الیه بعض اصد قائه جهان جان معانی خدیو عرصۀ فضل
  8. شمارهٔ ۱۲۸ - و قال ایضاً یمدح الصّاحب المعظّم نظام الدّین محمّد طاب ثراه بنا میزد! بنا میزد !زهی گیتی بتو خرّم
  9. شمارهٔ ۱۲۹ - و قال ایضا فی الجربات کوه بلاشدست ز رنج جرب تنم
  10. شمارهٔ ۱۳۰ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد خفتۀ بیدار بودم دوش کز دارالسلام
  11. شمارهٔ ۱۳۱ - و قال ایضآ یمدح الصّاحب المعّظم نظام الدّین محمّد طاب ثراه و یصف الدّوات چیست آن دریا که دارد در دل کشتی مقام
  12. شمارهٔ ۱۳۲ - و قال ایضاً یمدح الصّدر السّعید رکن الدیّین صاعد صدرا ! ز خاکپای تو بیزار نیستم
  13. شمارهٔ ۱۳۳ - در مرثیهٔ پسر خود گوید نور دو دیدگان ز لقای تو داشتم
  14. شمارهٔ ۱۳۴ - فی الصّدر رشید الدّین جهان بگشتم و آفاق سربسر دیدم
  15. شمارهٔ ۱۳۵ - و قال ایضا ویرتی فیه والده روزی وطاء کحلی شب در سر آورم
  16. شمارهٔ ۱۳۶ - و قال ایضاً یمدح سلطان الشّریعهٔ رکن الدّین ای بزرگی که چو من راه مدیحت سپرم
  17. شمارهٔ ۱۳۷ - وله ایضاً یمدحه و یذکر عقداً شرعیاً ای ز خاک در تو تاج سرم
  18. شمارهٔ ۱۳۸ - و قالایضاً یمدحه گهرفشانان ،صدرا ، ز عشق الفاظت
  19. شمارهٔ ۱۳۹ - وله ایضا یمدحه صدرا بساط حضرت تو رفعتی گرفت
  20. شمارهٔ ۱۴۰ - وله ایضا یمدحه در ارزوی روی تو ای نو بهار چشم
  21. شمارهٔ ۱۴۱ - وله ایضاً من که از دور چرخ ممتخم
  22. شمارهٔ ۱۴۲ - و قال ایضاً بعهدهای گذشته امین من آن بود
  23. شمارهٔ ۱۴۳ - و قال ایضاً ای صدرِ روزگار، تو دانی که مدّتیست
  24. شمارهٔ ۱۴۴ - و قال ایضاً فلک قدرا من آن دیدم زجودت
  25. شمارهٔ ۱۴۵ - وقال ایضا یمدح الصدر السّعید رکن الدّین صاعد زهی کشیده جلال تو بر فلک دامن
  26. شمارهٔ ۱۴۶ - وقال ایضاً یمدحه این ابر نم گرفته ز دریای بی کران
  27. شمارهٔ ۱۴۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید صدر الّدین عمر الخجندی زهی بحلقۀ زلف تو نرخ جان ارزان
  28. شمارهٔ ۱۴۸ - وقال ایضا یمدح السلطان جلال الدنیاوالدین منکرنی بن محمدبن خوارزمشاه بسیط روی زمین بازگشت آبادان
  29. شمارهٔ ۱۴۹ - ایضاً له یمدح الصّاحب تاج الدّین شرف الملک علی بن کریم الشرق جهان شداز نفحات نسیم،مشک افشان
  30. شمارهٔ ۱۵۰ - و قال ایضآ یمدحه ای قلمت با دویت ، طوطی و هندوستان
  31. شمارهٔ ۱۵۱ - و قال ایضا و ارسل الیه سلام علیک ای بزرگ جهان
  32. شمارهٔ ۱۵۲ - و قال ایضاً صد غمّاز مجد عبّادان
  33. شمارهٔ ۱۵۳ - وله ایضاً ای صبا، ای صبا، بحکم کرم
  34. شمارهٔ ۱۵۴ - وقال ایضآ یمدحه نسیم باد صبا بوی گلستان برسان
  35. شمارهٔ ۱۵۵ - و قال ایضا زهی گرفته به تیغ زبان جهان سخن
  36. شمارهٔ ۱۵۶ - فاجابه اثیرالدین را رسمست بر زبان قلم
  37. شمارهٔ ۱۵۷ - وله فی الصدر شرف الدین افتخار العراق علی ادام الله ظله زهی شگرف نوالی که بر کرم فرضست
  38. شمارهٔ ۱۵۸ - و له یمدحه ویهنّئه بالعود من السفر مع الخلعة زهی بنور جمال تو چشم جان روشن
  39. شمارهٔ ۱۵۹ - وقال ایضاً یمدحه ای به هنگام شداید کرمت عدّت من
  40. شمارهٔ ۱۶۰ - ایضاً له بزرگوارا! صدرا! تو از تن آسانی
  41. شمارهٔ ۱۶۱ - وقال ایضایمدحه گرفت پایۀ تخت خدایگان زمین
  42. شمارهٔ ۱۶۲ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الدّین صاعد برخیّ آن دو عارض و آن زلف نازنین
  43. شمارهٔ ۱۶۳ - و قال ایضاً زهی رسیده بجایی که بر سپهر برین
  44. شمارهٔ ۱۶۴ - وله ایضاً فی التماس السّرج زهی ستوده خصالی که رایض عزمت
  45. شمارهٔ ۱۶۵ - وله فی الامیر الحاجب همان الدّین الیاس مجلس محترم همام الدّین
  46. شمارهٔ ۱۶۶ - ایضا له یمدح الملک السّعیدنصرة الدّین محمّدبن الحسین الخرمیل زهی برفلک سوده پرّ کلاه
  47. شمارهٔ ۱۶۷ - فی التوحید ای جلال تو بیانها را زبان انداخته
  48. شمارهٔ ۱۶۸ - وله ایضاً فیه ای ز بزرگی بدان مقام که قدرت
  49. شمارهٔ ۱۶۹ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید رکن الّدین صاعد زهی ز سنبل تر کرده لاله را پرده
  50. شمارهٔ ۱۷۰ - وقال ایضاً فی الموعظة ایا بگام هوس راه عمر پیموده
  51. شمارهٔ ۱۷۱ - وقال ایضاً فیه عند قدومه من السفر برآمد بنیکوتر اختر شکوفه
  52. شمارهٔ ۱۷۲ - وله ایضاً ای خداوندی که گردون با همه فرمان دهی
  53. شمارهٔ ۱۷۳ - وقال ایضاً بمدح الصاحب عمیدالدین الفارسی بدیدمت نه سر آن معاملت داری
  54. شمارهٔ ۱۷۴ - و قال ایضا یمدحه ای که در شیوۀ گوهر باری
  55. شمارهٔ ۱۷۵ - در مدح رکن الدّین صاعد گوید ای از بسیط جاه تو گردون ولایتی
  56. شمارهٔ ۱۷۶ - و له ایضاً یمدحه بعد وفات ابیه و یذکر جلوسه القضاء الرباسه باقتصاد ارادت نهاد حکم خدای
  57. شمارهٔ ۱۷۷ - و قال ایضآ یمدحه ای نسیم لطفت عنبر سای
  58. شمارهٔ ۱۷۸ - وله ایضا یمحدح ای دل چو نیست صبر ترا برقرار پای
  59. شمارهٔ ۱۷۹ - فی النصیحة ویتخلص بمدح الامام شهاب الدین السهروردی دلا بکوش که باقی عمر دریایی
  60. شمارهٔ ۱۸۰ - وله ایضاً یمدحه ببلد النّشابور جهان کرم پادشاه شریعت

متن اشعار به نقل از گنجور.