پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۱۴۴ - و قال ایضاً

فلک قدرا من آن دیدم زجودت

که عشر آن زبحر و کان نبینم

چو بینم روی تو یادم نیاید

اگر هرگز خور رخشان نبینم

چون من در آرزوی خدمت تست

فلک را هرزه سرگردان نبینم

ز اخلاق کریمت هر چه گویم

برون از بحشش و احسان نبینم

چرا باید که از انعام عامت

نصیب خویش جز حرمان نبینم؟

نخواهد بود روزی در زمانه

که من صد گونه غم بر جان نبینم

از آن الطاف معهود تو امروز

چرا باید که صد چندان نبینم؟

غمی زاید مرا از چرخ هر روز

که پایانش بصد دستان نبینم

تویی درمان من زین درد دلها

چه درمانست چون درمان نبینم؟

نباشد یک زمان کز دشمن و دوست

خجالت های بی پایان نبینم

فراوانند چون من بندگانت

ولیکن کارکس زین سان نبینم

ز چندان آبرو در خدمت تو

نصیب خویش جز خذلان نبینم

دبین قانع شوم من کز سرایت

برون از صفّه و ایوان نبینم

ز صد نوبت که سوی خدمت آیم

بجز پیشانی دربان نبینم

بسر سختی او خایسک نبود

چو پیشانی او سندان نبینم

بدندان میزند با من و گرچه

خود او را در دهان دندان نبینم

نمایم پشت چون رویش ببینم

که با آن روی روی آن نبینم

عنان از خلد برتابم ز خجلت

اگر ترحیبی از رضوان نبینم

چو سنبل سربتابم از گلستان

اگر رخسار گل خندان نبینم

روا باشد پس از چندین تکاپوی

که آب روی و روی نان نبینم

حدیث لوت و بی برگی رها کن

که این معنی ز تو پنهان نبینم

غذای جان من لفظ خوش تست

بترک این بگفت آسان نبینم

بفرما در حق من آنقدر سعی

که باری محنت هجران نبینم

چو من از لطف تو آن دیده باشم

توانم کرد کاکنون آن نبینم؟

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۴۶ - وقال ایضاً یمدحهاین ابر نم گرفته ز دریای بی کران
  2. شمارهٔ ۱۴۷ - و قال ایضآ یمدح الصّدر السّعید صدر الّدین عمر الخجندیزهی بحلقۀ زلف تو نرخ جان ارزان
  3. شمارهٔ ۱۴۸ - وقال ایضا یمدح السلطان جلال الدنیاوالدین منکرنی بن محمدبن خوارزمشاهبسیط روی زمین بازگشت آبادان
  4. شمارهٔ ۱۴۹ - ایضاً له یمدح الصّاحب تاج الدّین شرف الملک علی بن کریم الشرقجهان شداز نفحات نسیم،مشک افشان
  5. شمارهٔ ۱۵۰ - و قال ایضآ یمدحهای قلمت با دویت ، طوطی و هندوستان
  6. شمارهٔ ۱۵۱ - و قال ایضا و ارسل الیهسلام علیک ای بزرگ جهان
  7. شمارهٔ ۱۵۲ - و قال ایضاًصد غمّاز مجد عبّادان
  8. شمارهٔ ۱۵۳ - وله ایضاًای صبا، ای صبا، بحکم کرم
همه‌ی قصاید ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.