پرش به محتوای اصلی
کمال‌الدین اسماعیل کمال‌الدین اسماعیل

قصاید

شمارهٔ ۱۳۳ - در مرثیهٔ پسر خود گوید

نور دو دیدگان ز لقای تو داشتم

یک سینه پر زمهر و هوای تو داشتم

من جان و زندگی خودای جان و زندگی

گر دوست داشتم ز برای تو داشتم

هر رنج و هر بلا که ز ایّام داشتم

از بهر دفع رنج و بلای تو داشتم

حقّا که گرچه خلق جهان عیب می کنند

محراب روی خود کف پای تو داشتم

تا روز هر شبی بدو پا ایستاده من

دو دست برخداز دعای تو داشتم

گرچه ز روزگار وفاکس ندیده بود

از روزگار چشم وفای تو داشتم

بر بند شد دلم که کلید مرادها

رخسار خوب طبع گشای تو داشتم

جای تو بی تو گردش گردون بمن نمود

الحق نه این امید بجای تو داشتم

با این دل شکسته و این جان ناشکیب

کی طاقت فراق لقای تو داشتم؟

معذور دار، دست شریعت رها نکرد

گر ماتم تو من نه سزای تو داشتم

دردا و حسرتا که همه باد پاک بود

امّیدها که من به لقای تو داشتم

بنگر چه سخت جانم و چون سنگدل که من

دم میزنم هنوز و عزای تو داشتم

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۱۳۵ - و قال ایضا ویرتی فیه والدهروزی وطاء کحلی شب در سر آورم
  2. شمارهٔ ۱۳۶ - و قال ایضاً یمدح سلطان الشّریعهٔ رکن الدّینای بزرگی که چو من راه مدیحت سپرم
  3. شمارهٔ ۱۳۷ - وله ایضاً یمدحه و یذکر عقداً شرعیاًای ز خاک در تو تاج سرم
  4. شمارهٔ ۱۳۸ - و قالایضاً یمدحهگهرفشانان ،صدرا ، ز عشق الفاظت
  5. شمارهٔ ۱۳۹ - وله ایضا یمدحهصدرا بساط حضرت تو رفعتی گرفت
  6. شمارهٔ ۱۴۰ - وله ایضا یمدحهدر ارزوی روی تو ای نو بهار چشم
  7. شمارهٔ ۱۴۱ - وله ایضاًمن که از دور چرخ ممتخم
  8. شمارهٔ ۱۴۲ - و قال ایضاًبعهدهای گذشته امین من آن بود
همه‌ی قصاید ←

کمال‌الدین اسماعیل درباره‌ی کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل فرزند جمال‌الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی، معروف به خلاق المعانی (۵۶۸-۶۳۵ ه.ق) به اعتقاد بعضی آخرین قصیده‌سرای بزرگ ایران است که در جریان حمله مغول و به دست آنان کشته شد. پدرش (جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی) نیز از شعرای بزرگ ایران است. دیوان کمال‌الدین اسماعیل به همت آقای سیاوش جعفری در گنجور در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.