پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی

سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

۹۷ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۱ - به نام خدا الهی بنده را در کار خود کن
  2. بخش ۲ - گفتار در توحید بنام آنکه جان آرام ازو یافت
  3. بخش ۳ - گفتار در مناجات خدایا رحمتی در کار من کن
  4. بخش ۴ - گفتار در نعت سید المرسلین صلی الله علیه و سلم ندارم وصف و تحمیدی که نیکوست
  5. بخش ۵ - در مدح سلطان البحر و البر سلغرشاه دام ملکه چو بختم یار و دولت همنشین شد
  6. بخش ۶ - گفتار در سبب نظم کتاب در آن روزیکه بد روز جوانی
  7. بخش ۷ - آغاز داستان چنین دادم خبر پیر سخن سنج
  8. بخش ۸ - حکایت کردن شاپور در پیش خسرو چو بشنید این سخن از شاه، شاپور
  9. بخش ۹ - رفتن شاپور به ارمن به طلب شیرین زمین را بوسه زد شاپور و برخاست
  10. بخش ۱۰ - رسیدن شاپور به دیر و احوال شیرین پرسیدن چو زلف شب پریشان گشت بر روز
  11. بخش ۱۱ - نمودن شاپور صورت خسرو به شیرین بار دوم چو دیو شب برآمد از تنش جان
  12. بخش ۱۲ - نمودن شاپور صورت خسرو به شیرین بار سوم دگر چون روز سر برزد ز کهسار
  13. بخش ۱۳ - نمودن شاپور خود را به شیرین و روانه ساختن او را به طرف مداین چو شاپور این چنین نیرنگ بر ساخت
  14. بخش ۱۴ - رفتن شیرین پیش مهین بانو و اجازت خواستن به نخجیر و رفتن به مداین سحر کاشک زلیخا جمله پالود
  15. بخش ۱۵ - رسیدن خسرو به چشمه ماه و دیدن شیرین را در چشمه سخن پرداز، کین در دری سفت
  16. بخش ۱۶ - رسیدن خسرو به ارمن چو شب اشک زلیخا ریخت برخاک
  17. بخش ۱۷ - قصر ساختن مه رویان خسرو برای شیرین و نشستن شیرین در قصر چو خسرو سوی ارمن یافت تسکین
  18. بخش ۱۸ - صفت مجلس خسرو و آمدن شاپور چو شد احوال شیرین جمله مفهوم
  19. بخش ۱۹ - صفت مجلس خسرو و آگاه شدن مهین بانو از حال شیرین غنیمت دان دلا روز جوانی
  20. بخش ۲۰ - آمدن شاپور به قصر شیرین و احوال خسرو با شیرین گفتن چو شد در قصر، شاپور پری خوان
  21. بخش ۲۱ - رسیدن خبر فوت هرمز به خسرو و رفتن به مداین نشسته بود روزی شاه خوشدل
  22. بخش ۲۲ - رفتن خسرو به مداین و نشستن به پادشاهی چو خسرو را شد این معلوم در روز
  23. بخش ۲۳ - بازآوردن شاپور شیرین را به ارمن پیش مهین بانو چو شد شاپور و از آن قصر سنگین
  24. بخش ۲۴ - آگاهی یافتن بهرام چوبینه از وفات هرمز و بیرون آمدن او به خسرو چو آگه گشت بهرام از چنین حال
  25. بخش ۲۵ - نصیحت کردن مهین بانو شیرین را و سوگند دادن به خویشتنداری پس از ترتیب خسرو چون بپرداخت
  26. بخش ۲۶ - گوی باختن خسرو و شیرین با یکدیگر چو صبح از بام مشرق سر برآورد
  27. بخش ۲۷ - گوی باختن خسرو و شیرین بار دوم و مجلس داشتن با یکدیگر در کنار شهرود و پیدا شدن شیر،
  28. بخش ۲۸ - گفتار در خلوت نشستن خسرو با شیرین چو خسرو روز در عشرت به شب کرد
  29. بخش ۲۹ - جواب گفتن شیرین پری رو گفتش از دیوانه خویش
  30. بخش ۳۰ - رفتن خسرو به خشم از پیش شیرین چو خسرو دیدکان سرو سمنبر
  31. بخش ۳۱ - شبیخون بردن خسرو بر بهرام چوبین و ظفر یافتن خسرو بر او چو خسرو یافت آن اعزاز و تمکین
  32. بخش ۳۲ - نشستن خسرو به پادشاهی بار دوم چو شد بار دوم بر تخت، خسرو
  33. بخش ۳۳ - زاری کردن شیرین در عشق خسرو چنین دادم خبر مرد سمرگوی
  34. بخش ۳۴ - نصیحت کردن مهین بانو شیرین را بدین گفتن چو روزی ده، برآمد
  35. بخش ۳۵ - نشستن شیرین به پادشاهی به جای مهین بانو مهین بانو چو بیرون شد ز عالم
  36. بخش ۳۶ - خبر پادشاهی خسرو و نشستن بر تخت و رسیدن خبر مرگ بهرام چو شد بر تخت شاهی خسرو روم
  37. بخش ۳۷ - صفت باربد در بزم خسرو درآمد باربد اول به آواز
  38. بخش ۳۸ - حکایت کردن خسرو با مریم از درد شیرین در آن عشرت چو از شب رفت پاسی
  39. بخش ۳۹ - رفتن شاپور پیش شیرین و عتاب کردن شیرین به او چو بشنید این سخن شاپور از شاه
  40. بخش ۴۰ - قصه فرهاد نگار لاله رخ سرو سمنبر
  41. بخش ۴۱ - زاری کردن فرهاد از عشق شیرین چو فرهاد از غم شیرین برآشفت
  42. بخش ۴۲ - آگاه شدن خسرو از احوال فرهاد چو از فرهاد خسرو آگهی یافت
  43. بخش ۴۳ - مناظره کردن خسرو با فرهاد نخستین گفت کای فرهاد چونی
  44. بخش ۴۴ - رفتن شیرین به کوه بیستون به دیدن فرهاد و سقط شدن بارگیش چنین دارم خبر از باستان گوی
  45. بخش ۴۵ - گفتار در سبب مرگ فرهاد ز بعد آنکه خسرو شاه باداد
  46. بخش ۴۶ - نامه نوشتن خسرو به شیرین به تعزیت فرهاد چنین دادم خبر مرد سخندان
  47. بخش ۴۷ - نامه نوشتن شیرین به خسرو به تعزیت مریم چو خسرو ساخت زین سان کار فرهاد
  48. بخش ۴۸ - قصه شکر اصفهانی چو مریم را سر آمد عمر، خسرو
  49. بخش ۴۹ - طلب کردن خسرو شاپور را و تنها ماندن شیرین و زاری نمودن روز و شب چو خسرو را دگر سر باره آمد
  50. بخش ۵۰ - زاری کردن شیرین در صبحدم و اجابت دعا اگر خواهی که یابی عالم صبح
  51. بخش ۵۱ - رفتن خسرو به شکار و رفتن از شکار به سوی قصر شیرین سحر کز کوه سر زد خسرو شرق
  52. بخش ۵۲ - رفتن خسرو به پای قصر شیرین چو دید از دور قصر آن سمنبر
  53. بخش ۵۳ - پاسخ دادن شیرین، خسرو را چو خسرو کرد ازین بسیار زاری
  54. بخش ۵۴ - پاسخ دادن خسرو شیرین را دگر ره خسرو از نوعی که دانی
  55. بخش ۵۵ - پاسخ دادن شیرین خسرو را دگر ره آن مه حسن از سر مهر
  56. بخش ۵۶ - پاسخ دادن خسرو، شیرین را دگر باره به صد نیرنگ، پرویز
  57. بخش ۵۷ - پاسخ دادن شیرین، خسرو را دگر ره آن سهی سرو از سر ناز
  58. بخش ۵۸ - به خشم رفتن خسرو از پیش شیرین شباهنگام کان آهوی غماز
  59. بخش ۵۹ - پشیمان شدن شیرین و رفتن عقب خسرو و مجلس نهادن سخن پرداز مجلس این چنین گفت
  60. بخش ۶۰ - صفت مجلس خسرو و گفتن شاپور احوال شیرین در پرده چو بر زد نور خورشید از فلک سر

متن اشعار به نقل از گنجور.