پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۲۶ - گوی باختن خسرو و شیرین با یکدیگر

چو صبح از بام مشرق سر برآورد

هزیمت بر سپاه شب در آورد

سپاهی هر طرف کردند جولان

درافکندند گوی زر به میدان

زهر جانب پری رویان شیرین

نشستند از زمین بر کوهه زین

چو بر کردند مرکب از زمین شاد

تو گفتی برگ گل را می برد باد

به هر جا تاکسان را بد نظر باز

پری از هر طرف می کرد پرواز

تو گفتی بودشان هنگام جولان

سر عشاق یکسر گوی چوگان

و زین سو نیز چالاکان پرویز

به میدان آمده از جای خود تیز

همه یک یک به خوبی بی نظیری

به شوکت هر یکی، مانند میری

میان آن دو لشکر هم گل نو

فکنده گوی در میدان خسرو

چه خسرو کو هم از خوبی چو صد ماه

ز مژگانها زده بر مردمان راه

نه شیرین بردی از خلقی دل و دین

که خسرو هم به خوبی بود شیرین

ز خسرو وصف اگر گویم مبین دور

که شیرین خود به شیرینی ست مشهور

ز رویش آب، دست از خویش شسته

هنوزش گرد گل عنبر نرسته

خم زلفش به مه در گوی بازی

خدنگش هر طرف در دلنوازی

خطی بالای لب همچون پر زاغ

ز خال عنبرش بر هر دلی داغ

دهان و عارض او هر دو با هم

تو پنداری سلیمان بود و خاتم

نپنداری که بیش این بود و کم او

که مردم را هم این خوش بود و هم او

مگو دلها از ایشان بی قرارند

که خوبان را همه کس دوست دارند

چه گویم وصف این و مدحت آن

یکی ماه و دگر خورشید تابان

درین میدان که رفتی بر فلک گو

گهی این دست بردی و گهی او

میانشان حالهای بوالعجب شد

ببازیدند گو، تا روز شب شد

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۲۸ - گفتار در خلوت نشستن خسرو با شیرینچو خسرو روز در عشرت به شب کرد
  2. بخش ۲۹ - جواب گفتن شیرینپری رو گفتش از دیوانه خویش
  3. بخش ۳۰ - رفتن خسرو به خشم از پیش شیرینچو خسرو دیدکان سرو سمنبر
  4. بخش ۳۱ - شبیخون بردن خسرو بر بهرام چوبین و ظفر یافتن خسرو بر اوچو خسرو یافت آن اعزاز و تمکین
  5. بخش ۳۲ - نشستن خسرو به پادشاهی بار دومچو شد بار دوم بر تخت، خسرو
  6. بخش ۳۳ - زاری کردن شیرین در عشق خسروچنین دادم خبر مرد سمرگوی
  7. بخش ۳۴ - نصیحت کردن مهین بانو شیرین رابدین گفتن چو روزی ده، برآمد
  8. بخش ۳۵ - نشستن شیرین به پادشاهی به جای مهین بانومهین بانو چو بیرون شد ز عالم
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.