پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۲۸ - گفتار در خلوت نشستن خسرو با شیرین

چو خسرو روز در عشرت به شب کرد

خیالش وصل از شیرین طلب کرد

ندیمان را به مجلس پیش خود خواند

یکایک را به جای خویش بنشاند

به ساقی گفت تا جام لبالب

به گردش آورد از اول شب

چو دوری چند بگذشت از می ناب

هجوم آورد بر سر، لشکر خواب

حریفان را ز بس ساغر که دادند

همه سرها به جای پا نهادند

ز مجلس خاست هر کس کو توانست

بیفتاد آن که سر از پا ندانست

ز مستی چشم ساقی نیمه ای باز

ز بیهوشی شده مطرب ز آواز

به مجلس سازها بد رفته از خویش

جز از نی کو نبودش یک نفس بیش

صراحی پنبه ها افکنده از گوش

شده گوینده ها یکباره خاموش

حریفان مست هر سویی فتاده

ندیمان دیده ها بر هم نهاده

ملک چون مست شد مجلس چنان دید

فتاد و پای شیرین را ببوسید

پسش گفتا به چشم پر فن تو

که هست این دست ما ودامن تو

چنین کامشب ازین دولت منم مست

من این دولت نخواهم دادن از دست

همی گفت این و از آن چشم غماز

ز خود می رفت و می آمد به خود باز

ز نوک دیده مروارید می سفت

به خاک پاش می افشاند و می گفت

درین شب کز قدت بختم بلند است

مکن بیگانگی کان ناپسند است

دو زلفت کز برش تابد مه بدر

شب قدر است و من می دانمش قدر

به گیسویت که هست آن بخت پیروز

که هست این شب برم بهتر که صدر وز

میان ما و تو، ما و تویی نیست

دویی بگدار کین جای دویی نیست

مکش سر بیش و با من سر در آور

مراد نامرادی را برآور

مکن امشب به کارم هیچ اهمال

خدا داند که فردا چون شود حال

به شادی بگدران با من جهان را

غنیمت دان حضور دوستان را

یکم امشب به زلف خویش ده جا

تو می دانی دگر اللیل حبلی

به خویش آی و مشو بیگانه ما

که غیری نیست اندر خانه ما

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۳۰ - رفتن خسرو به خشم از پیش شیرینچو خسرو دیدکان سرو سمنبر
  2. بخش ۳۱ - شبیخون بردن خسرو بر بهرام چوبین و ظفر یافتن خسرو بر اوچو خسرو یافت آن اعزاز و تمکین
  3. بخش ۳۲ - نشستن خسرو به پادشاهی بار دومچو شد بار دوم بر تخت، خسرو
  4. بخش ۳۳ - زاری کردن شیرین در عشق خسروچنین دادم خبر مرد سمرگوی
  5. بخش ۳۴ - نصیحت کردن مهین بانو شیرین رابدین گفتن چو روزی ده، برآمد
  6. بخش ۳۵ - نشستن شیرین به پادشاهی به جای مهین بانومهین بانو چو بیرون شد ز عالم
  7. بخش ۳۶ - خبر پادشاهی خسرو و نشستن بر تخت و رسیدن خبر مرگ بهرامچو شد بر تخت شاهی خسرو روم
  8. بخش ۳۷ - صفت باربد در بزم خسرودرآمد باربد اول به آواز
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.