پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۱۲ - نمودن شاپور صورت خسرو به شیرین بار سوم

دگر چون روز سر برزد ز کهسار

ز مردم دیو شب شد ناپدیدار

پری رویان مریم روی از سیر

همه گشتند پنهان جمله در دیر

نشستند آن ندیمان گرد شیرین

همه با چنگ و عود و جام زرین

از آن صورت حکایت بازگفتند

ز دل گرد پریشانی برفتند

همی دادند هر یک زان نشانها

که ناگه نازنینی زان میانها

بدو گفتا سوی دیر پری سوز

ببر نذری و قندیلی برافروز

به شیرین آن پری رویان رقاص

شدند الحمد خوان یکسر به اخلاص

به صدق دل همه یکروی گشتند

کشیشان را زیارت جوی گشتند

شدند از صدق در آن دیر مینو

که باشد صدق هر کس رهبر او

کرم را جمله دستی برفشاندند

به نذر آنجا به بالا زر فشاندند

وز آنجا همچو مرغان، باز پرواز

گرفتند و شدند از جانبی باز

همه چون سرو هریک ناز در سر

به جایی در شدند از هر دو بهتر

زمینی کاندرو باد بهاری

نمودی جعد گل را شانه کاری

بنفشه، زلف سنبل تاب دادی

هوا از ژاله گل را آب دادی

درختان در درختان سرکشیده

در آن آواز مرغان برکشیده

در آن صحرا که چون خلد برین بود

بنفشه همچو زلف عنبرین بود

هر آن گل کز صبا چهره گشادی

شقایق سینه را داغی نهادی

درون بلبل از گلها پریشان

به روی لاله سنبلها پریشان

به نقاشی دگر شاپور سرمست

که از مانی به خوبی برده بد دست

در آن صحرا که رشک نقش چین بود

دگر با آن حریفان نقش بنمود

زصنعت مشک بر کافور آمیخت

زنو بار دگر نقشی برانگیخت

که گردون کاو هزاران نقش سازد

یکی نابرده دیگر یک طرازد

ببیند هر که عقلش برقرار است

که عالم سربسر نقش نگار است

به صورت چشم مردان کی گشاید

که صورت مر زنان را...

به صورت کس قدم در راه ننهاد

که این ره هر که رفت از راه افتاد

زمن بشنو مرو در راه صورت

که مرد آنجا کند ره گم ضرورت

چو شیرین باز آن صورت نگه کرد

ز آه دل جهان بر خود سیه کرد

زخون دل که بر مژگان فروهشت

تو گفتی لاله ها بر زعفران کشت

چو دیدند آن پری رویان چنینش

دلش جستند و کردند آفرینش

مخور غم ما بکوشیم از برایت

که بادا جان ما یکسر فدایت

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۱۴ - رفتن شیرین پیش مهین بانو و اجازت خواستن به نخجیر و رفتن به مداینسحر کاشک زلیخا جمله پالود
  2. بخش ۱۵ - رسیدن خسرو به چشمه ماه و دیدن شیرین را در چشمهسخن پرداز، کین در دری سفت
  3. بخش ۱۶ - رسیدن خسرو به ارمنچو شب اشک زلیخا ریخت برخاک
  4. بخش ۱۷ - قصر ساختن مه رویان خسرو برای شیرین و نشستن شیرین در قصرچو خسرو سوی ارمن یافت تسکین
  5. بخش ۱۸ - صفت مجلس خسرو و آمدن شاپورچو شد احوال شیرین جمله مفهوم
  6. بخش ۱۹ - صفت مجلس خسرو و آگاه شدن مهین بانو از حال شیرینغنیمت دان دلا روز جوانی
  7. بخش ۲۰ - آمدن شاپور به قصر شیرین و احوال خسرو با شیرین گفتنچو شد در قصر، شاپور پری خوان
  8. بخش ۲۱ - رسیدن خبر فوت هرمز به خسرو و رفتن به مدایننشسته بود روزی شاه خوشدل
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.