پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۱۱ - نمودن شاپور صورت خسرو به شیرین بار دوم

چو دیو شب برآمد از تنش جان

یکایک شد پری هر گوشه پنهان

فسون خوان سحرگه از دم سرد

پریها را همه در شیشه ای کرد

دگر ره رفته بد شاپور از پیش

که بنماید بدان مه صنعت خویش

همان تمثال را دیگر بیاراست

به سروی کرد همچون قامتش راست

رسیدند آن بتان دیگر سواره

همی کردند هر جانب نظاره

گهی گفتند و گاهی می شنودند

به هر غم زان نشاطی می فزودند

که ناگه دست غیب از جیب گردون

دگر ره صورتی آورد بیرون

دگر در آن زمین پر ریاحین

به لب تنگ شکر یعنی که شیرین

زخواب ناز چون بگشاد چشمش

بدان صورت دگر افتاد چشمش

تو گفتی مرغ روحش کرد پرواز

به جوش آمد همه خون در رگش باز

فروغی بس بود پروانه ای را

خیالی بس بود دیوانه ای را

به یاران گفت کاین صورت دگر چیست

بگویید آخرم کاین صورت کیست

چه افتاده ست آه این سرزمین را

به خوابم خواب می بینم من این را

به یاری گفت آن صورت بیاور

که گیرم یک دمش چون عمر در بر

که تا دیده بدان صورت گشودم

چه معنیها از آن صورت نمودم

جوابش داد یار از عین مستی

که معنی جو بمان صورت پرستی

ز پیشش برد آن صورت نهان کرد

که این بازی بود یک دم توان کرد

به گردش، اسم اعظم کرد بنیاد

که بازیگر پری شد با پری زاد

از آنجا رخت بربستند در دم

همی خواندند گردش اسم اعظم

شباهنگام کاین زاغ سیه پر

به کین خورد از کمین خون کبوتر

تذروان در خرامیدن فتادند

به صحرایی از آن به رو نهادند

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۱۳ - نمودن شاپور خود را به شیرین و روانه ساختن او را به طرف مداینچو شاپور این چنین نیرنگ بر ساخت
  2. بخش ۱۴ - رفتن شیرین پیش مهین بانو و اجازت خواستن به نخجیر و رفتن به مداینسحر کاشک زلیخا جمله پالود
  3. بخش ۱۵ - رسیدن خسرو به چشمه ماه و دیدن شیرین را در چشمهسخن پرداز، کین در دری سفت
  4. بخش ۱۶ - رسیدن خسرو به ارمنچو شب اشک زلیخا ریخت برخاک
  5. بخش ۱۷ - قصر ساختن مه رویان خسرو برای شیرین و نشستن شیرین در قصرچو خسرو سوی ارمن یافت تسکین
  6. بخش ۱۸ - صفت مجلس خسرو و آمدن شاپورچو شد احوال شیرین جمله مفهوم
  7. بخش ۱۹ - صفت مجلس خسرو و آگاه شدن مهین بانو از حال شیرینغنیمت دان دلا روز جوانی
  8. بخش ۲۰ - آمدن شاپور به قصر شیرین و احوال خسرو با شیرین گفتنچو شد در قصر، شاپور پری خوان
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.