پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۱۷ - قصر ساختن مه رویان خسرو برای شیرین و نشستن شیرین در قصر

چو خسرو سوی ارمن یافت تسکین

شنو دیگر حکایتهای شیرین

که چون او در مداین ساخت منزل

نبودش یک زمان آرام در دل

سراسر حال خسرو کرد معلوم

که از پیش پدر چون رفت زان بوم

دلش آگاه شد کان شاه نیکو

به ارمن شد برای دیدن او

دگر روشن شدش مانند مهتاب

که آن شه بود کو را دید در آب

سرافکند از تغابن نیک در پیش

چو گیسویش فرو پیچید بر خویش

پس آنگه سر برآورد از سر درد

بزد آهی و راز خود عیان کرد

به مه رویان خسرو گفت کاکنون

طریق کار من زین هست بیرون

که قصری بهر من در کوه خارا

بسازند و مرا آنجا بود جا

رهی بی بن که هیچش سر نباشد

هوایی بد کزان بدتر نباشد

روم آنجا من از مردم بریده

نیاید سوی من هیچ آفریده

شوم یک چند گاه از مردمان گم

که پنهان به پری از چشم مردم

در آنجا از غم دل رو به دیوار

نشینم عاقبت تا چون شود کار

پس آنگه آن پری رویان زیبا

طلب کردند استادان بنا

چنان کو گفت قصری ساز کردند

به سوی ارمنش در باز کردند

که تا درگاه و بیگه سوی دلخواه

از آنجا باشد او را چشم بر راه

چو شد پرداخته آن قصر دلگیر

شد آنجا ماه رو با ناله زیر

به سر می برد آنجا با دل تنگ

چو لعلی گشته پنهان در دل سنگ

زمه رویان خسرو هم دو سه نیز

بدو همره شدند از ترس پرویز

به خدمتکاری او گشته راغب

پرستاری او دانسته واجب

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۱۹ - صفت مجلس خسرو و آگاه شدن مهین بانو از حال شیرینغنیمت دان دلا روز جوانی
  2. بخش ۲۰ - آمدن شاپور به قصر شیرین و احوال خسرو با شیرین گفتنچو شد در قصر، شاپور پری خوان
  3. بخش ۲۱ - رسیدن خبر فوت هرمز به خسرو و رفتن به مدایننشسته بود روزی شاه خوشدل
  4. بخش ۲۲ - رفتن خسرو به مداین و نشستن به پادشاهیچو خسرو را شد این معلوم در روز
  5. بخش ۲۳ - بازآوردن شاپور شیرین را به ارمن پیش مهین بانوچو شد شاپور و از آن قصر سنگین
  6. بخش ۲۴ - آگاهی یافتن بهرام چوبینه از وفات هرمز و بیرون آمدن او به خسروچو آگه گشت بهرام از چنین حال
  7. بخش ۲۵ - نصیحت کردن مهین بانو شیرین را و سوگند دادن به خویشتنداریپس از ترتیب خسرو چون بپرداخت
  8. بخش ۲۶ - گوی باختن خسرو و شیرین با یکدیگرچو صبح از بام مشرق سر برآورد
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.