پرش به محتوای اصلی
سلیمی جرونی سلیمی جرونی

شیرین و فرهاد

بخش ۲۳ - بازآوردن شاپور شیرین را به ارمن پیش مهین بانو

چو شد شاپور و از آن قصر سنگین

سوی خسرو به ارمن برد شیرین

به جان درماند کز آن جای، پرویز

سوی شهر مداین رفته بد تیز

به گلزار مهین بانو به اعزاز

فرود آورد شیرین را دگر باز

چمن را رونق از گل داد دیگر

جهان، دیگر جوانی یافت از سر

کنیزان چون که او با ارمن آمد

تو گفتی باز جانشان با تن آمد

چنان کز هجر بیند یار را یار

ز شادی گریه ها کردند بسیار

مهین بانو هم از آن داغ و آن درد

چنین دولت به خود باور نمی کرد

گهی آتش همی شد گه می افسرد

به رویش زنده می گردید و می مرد

حدیثی کز لب شیرین شنفتی

شدی در گریه و در گریه گفتی

ازین روزی به عالم بهترم نیست

تویی اینجا نشسته باورم نیست

ز دوری تو جان بد رفته از تن

خدا دیگر عنایت کرد با من

در این انده که هرگز نیستم یاد

بدم مرده که بازم جان نو داد

مگر جان منی ای کامرانی

که دور از تو ندیدم زندگانی

چه زان بهتر مرا ای جان شیرین

که وقت مردنم باشی به بالین

چه باشد به پس از مردن جز اینم

که در ارمن تو باشی جانشینم

چو بانو این نوازشها نمودش

به بهتر مدح و تعریفی ستودش

دگر با دختران شیرین چو پیوست

به عیش و ناز و نوشانوش بنشست

از اول آن پری رویان سراسر

نمودندش نوازشهای بهتر

در آن عشرت که می کرد آن مه نو

تن آنجا داشت دل (در) پیش خسرو

ادامه‌ی شیرین و فرهاد

  1. بخش ۲۵ - نصیحت کردن مهین بانو شیرین را و سوگند دادن به خویشتنداریپس از ترتیب خسرو چون بپرداخت
  2. بخش ۲۶ - گوی باختن خسرو و شیرین با یکدیگرچو صبح از بام مشرق سر برآورد
  3. بخش ۲۷ - گوی باختن خسرو و شیرین بار دوم و مجلس داشتنبا یکدیگر در کنار شهرود و پیدا شدن شیر،
  4. بخش ۲۸ - گفتار در خلوت نشستن خسرو با شیرینچو خسرو روز در عشرت به شب کرد
  5. بخش ۲۹ - جواب گفتن شیرینپری رو گفتش از دیوانه خویش
  6. بخش ۳۰ - رفتن خسرو به خشم از پیش شیرینچو خسرو دیدکان سرو سمنبر
  7. بخش ۳۱ - شبیخون بردن خسرو بر بهرام چوبین و ظفر یافتن خسرو بر اوچو خسرو یافت آن اعزاز و تمکین
  8. بخش ۳۲ - نشستن خسرو به پادشاهی بار دومچو شد بار دوم بر تخت، خسرو
همه‌ی شیرین و فرهاد ←

سلیمی جرونی درباره‌ی سلیمی جرونی

سلیمی جرونی شاعر سدهٔ نهم هجری و معاصر شاعران نامداری چون نورالدین عبدالرحمان جامی، مکتبی شیرازی، شمس‌الدین محمد لاهیجی و شاه داعی شیرازی گویا از ساکنان بندر جرون یا گمبرون (بندرعباس کنونی) است که از زندگی وی اطلاعات زیادی در دست نیست و تنها اثر باقیمانده از او مثنوی «شیرین و فرهاد» اوست که به تقلید از نظامی سروده شده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.