پرش به محتوای اصلی

جمال‌الدین عبدالرزاق

قصاید

۱۳۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ - خطاب بجمال الدین که یکی از دوستان اوست بزرگ منعم و مخدوم من جمال الدین
  2. شمارهٔ ۶۲ - خطاب بشهاب الدین که یکی دیگر از دوستان اوست خلاصه همه عالم اجل شهاب الدین
  3. شمارهٔ ۶۳ - خطاب بفخر الدین دعا و خدمت مخدوم خویش فخرالدین
  4. شمارهٔ ۶۴ - خطاب بمنتجب الدین اجل منتخب الدین اوحد الفقرا
  5. شمارهٔ ۶۵ - خطاب بعفیف الدین عفیف دین در ازه، دعا همیگویم
  6. شمارهٔ ۶۶ - خطاب بضیاء الدین ضیاء دین را دعا همی گویم
  7. شمارهٔ ۶۷ - خطاب بنجیب الدین حکیم یونان ان فلسفی نجیب الدین
  8. شمارهٔ ۶۸ - حاجی سلام از چاکران باید باشد زمن بخواهد حاجی سلام پرسش خویش
  9. شمارهٔ ۶۹ - لغز حمام چه گوئی چیست آن شکل مدور
  10. شمارهٔ ۷۰ - در مدح شهاب الدین خالص و شکایت از قحطی اصفهان ای بر سر آمده تو ز ابنای روزگار
  11. شمارهٔ ۷۱ - من غرر قصائده فی الحکمه و الموعظه و لله دره الرحیل ای خفتگان کاینک صدای نفخ صور
  12. شمارهٔ ۷۲ - در مدح خواجه بهاء الدین ای ترا بخت ندیم آمده دولت دمساز
  13. شمارهٔ ۷۳ - در وصف بنا و مدح خواجه رکن الدین ای خورده کوب سقفت ایوان چرخ اطلس
  14. شمارهٔ ۷۴ - درمدح رکن الدین مسعود در آمد ازدرم آنشمع بررخان آتش
  15. شمارهٔ ۷۵ - در مدح اقضی القضاه رکن الدین خیز و بلبل بین و آن شادی بر گل کردنش
  16. شمارهٔ ۷۶ - قصیده ای ترا گاه کرم با هر کسی صد اصطناع
  17. شمارهٔ ۷۷ - در مدح رکن الدین صاعد زهی حکم تو چون شمشیر قاطع
  18. شمارهٔ ۷۸ - خطاب بموفق الدین اجل موفق دین آن خلاصه تحقیق
  19. شمارهٔ ۷۹ - در مدح اقصی القضاه رکن الدین ای بانصاف خواجه آفاق
  20. شمارهٔ ۸۰ - در موعظه حسنه بذروه ملکوت آی ازین نشیمن خاک
  21. شمارهٔ ۸۱ - در مدح شهاب الدین خالص زهی ز فر تو سر سبز چرخ مینارنگ
  22. شمارهٔ ۸۲ - در تحمید باری و نعت پیغمبر هر نفس کان نز پی یاد جلال ذوالجلال
  23. شمارهٔ ۸۳ - در مدح ملک اعظم اردشیربن حسن اسپهبد مازندران ایکه در دست تو هرگز نرسد دست زوال
  24. شمارهٔ ۸۴ - در مدح امام عالم صدرالدین بخوب طالع و فرخنده روز و فرخ فال
  25. شمارهٔ ۸۵ - در مدح قاضی نظام الدین ای روشن از وجود تو گشته جهان عقل
  26. شمارهٔ ۸۶ - در مدح صدر اجل ابوالفتوح محمد قوام الدین هنگام مسافرت حج هزار منت و شکر خدای عز و جل
  27. شمارهٔ ۸۷ - در مدح اتابک محمد بن ملکشاه بساط عدل بگسترد باز در عالم
  28. شمارهٔ ۸۸ - در مدح صدر اجل رکن الدین زهی دهان تو میم و زلعل حلقه میم
  29. شمارهٔ ۸۹ - در مدح صدر سعید قوام الدین ابوالفتوح زهی ز رای تو روشن جهان تیغ و قلم
  30. شمارهٔ ۹۰ - درمدح صدرالدین ای طالع نگون ز تو تا کی قفا خورم
  31. شمارهٔ ۹۱ - در مدیح قوام الدین ای یافته از قدر بر افلاک تقدم
  32. شمارهٔ ۹۲ - در ستایش خود و مدح رکن الدین صاعد منم آنکس که سخن را شرفم
  33. شمارهٔ ۹۳ - در مدیح منم که جز بمدیح تو هیچ دم نزنم
  34. شمارهٔ ۹۴ - در شکایت اندیشه دل دراز می‌بینم
  35. شمارهٔ ۹۵ - در مدح اقضی القضاة رکن الدین صاعد ای طلعت میمون تو سر چشمه اجرام
  36. شمارهٔ ۹۶ - درمدح امام زین الدین تاج الاسلام زهی تو حاکم عدل و جهان ترا محکوم
  37. شمارهٔ ۹۷ - قطعه من ز جمع شاعران باری کیم
  38. شمارهٔ ۹۸ - در شکایت از روزگار منم آنکس که عقل را جانم
  39. شمارهٔ ۹۹ - درمدح امام اجل معین الدین ای دو یت و مسند تو دین و دولت را نظام
  40. شمارهٔ ۱۰۰ - در مرثیه امام سعید جمال الدین محمود چه شد که عالم معنی خراب می‌بینم
  41. شمارهٔ ۱۰۱ - درتهنیت حج ای محرم خانه محرم
  42. شمارهٔ ۱۰۲ - قصیده ای ز وجود تو کارها چو نگارم
  43. شمارهٔ ۱۰۳ - قصیده کی است نوبت احسان و روزگار کرم
  44. شمارهٔ ۱۰۴ - قصیده ای بحق پادشاه روی زمین
  45. شمارهٔ ۱۰۵ - درتوصیف آتش و مدح رکن الدین مسعود بگشت گونه باغ از نهیب باد خزان
  46. شمارهٔ ۱۰۶ - درمدح نصره الدین جهان پهلوان زهی بنفحه عدل تو زنده جان جهان
  47. شمارهٔ ۱۰۷ - قصیده زهی محل رفیعت ز حد و هم بیرون
  48. شمارهٔ ۱۰۸ - قیامت و حشر و نشر چو در نورد دفراش امر کن فیکون
  49. شمارهٔ ۱۰۹ - در مدح امام العالم اقضی القضاه رکن الدین ای گذشته پایه قدرت زهفتم آسمان
  50. شمارهٔ ۱۱۰ - در تقاضای عفو از رکن الدین مسعود صاعد زهی بعدل تو اقلیم شرع آبادان
  51. شمارهٔ ۱۱۱ - در مدح امیر شهاب الدین خالص رحمه الله ای بتو چشم مملکت روشن
  52. شمارهٔ ۱۱۲ - قصیده زهی گشاده بمدح تو روزگار دهن
  53. شمارهٔ ۱۱۳ - قصیده رسول مرگ پیامی همی رساند بمن
  54. شمارهٔ ۱۱۴ - این قطعه متوسط را یکی از بزرگان عصر از طبع خود باستاد جمال الدین نوشته و او را نزد خود خوانده ای نقشبند عالم جان اندرین جهان
  55. شمارهٔ ۱۱۵ - استاد جمال الدین در جواب نگاشته ای کلک نقشبند تو آرایش جهان
  56. شمارهٔ ۱۱۶ - چیستان بنام شمشیر و تخلص بمدح ملک عز الدین چیست آن آخته آینه گون
  57. شمارهٔ ۱۱۷ - در بیان مقامات خود فرماید منم که گوهر طبع منست کان سخن
  58. شمارهٔ ۱۱۸ - در مرثیت قوام الدین صاعد باز این چه ظلمتست که در مجمعی چنین
  59. شمارهٔ ۱۱۹ - در مرثیت قوام الدین و تهنیت رکن الدین برای برء مرض منت خدایرا که بتایید آسمان
  60. شمارهٔ ۱۲۰ - چیستان بنام شمشیر و مدح اسپهبد مازندران دولت بیدار دوش کرد زعقل امتحان

متن اشعار به نقل از گنجور.