پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

قصاید

شمارهٔ ۶۷ - خطاب بنجیب الدین

حکیم یونان ان فلسفی نجیب الدین

که واقفست بتحقیق برهمه اسرا ر

زمنطق و ز ریاضی و از طبیعیات

نجوم و هندسه و علم طب و موسیقار

همی فشاند گفتند روز و شب زروسیم

چنانکه آتش بارد قراضه های شرار

چه حکمتست عروس جوان بجاماندن

وزان نه عار بود مر ترا نه استشعار

مکن نصیحت من بشنو ار خردمندی

چنین سفر که برین حالتش بود گفتار

وگرنه رخصت خادم دهد که تا بروم

بساعتی بدر و بام بر زنم مسمار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۹ - لغز حمامچه گوئی چیست آن شکل مدور
  2. شمارهٔ ۷۰ - در مدح شهاب الدین خالص و شکایت از قحطی اصفهانای بر سر آمده تو ز ابنای روزگار
  3. شمارهٔ ۷۱ - من غرر قصائده فی الحکمه و الموعظه و لله درهالرحیل ای خفتگان کاینک صدای نفخ صور
  4. شمارهٔ ۷۲ - در مدح خواجه بهاء الدینای ترا بخت ندیم آمده دولت دمساز
  5. شمارهٔ ۷۳ - در وصف بنا و مدح خواجه رکن الدینای خورده کوب سقفت ایوان چرخ اطلس
  6. شمارهٔ ۷۴ - درمدح رکن الدین مسعوددر آمد ازدرم آنشمع بررخان آتش
  7. شمارهٔ ۷۵ - در مدح اقضی القضاه رکن الدینخیز و بلبل بین و آن شادی بر گل کردنش
  8. شمارهٔ ۷۶ - قصیدهای ترا گاه کرم با هر کسی صد اصطناع
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.