پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

قصاید

شمارهٔ ۶۶ - خطاب بضیاء الدین

ضیاء دین را دعا همی گویم

همی کنم همه وقتی تنسم اخبار

زگوشت داد بدادی تو قلتبان دایم

که میدهند کنون بیست من بیکدینار

مباش از ین پس در حرص استخوان چو نسگ

نشسته بر سرپای و دو چشم کرده چهار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۸ - حاجی سلام از چاکران باید باشدزمن بخواهد حاجی سلام پرسش خویش
  2. شمارهٔ ۶۹ - لغز حمامچه گوئی چیست آن شکل مدور
  3. شمارهٔ ۷۰ - در مدح شهاب الدین خالص و شکایت از قحطی اصفهانای بر سر آمده تو ز ابنای روزگار
  4. شمارهٔ ۷۱ - من غرر قصائده فی الحکمه و الموعظه و لله درهالرحیل ای خفتگان کاینک صدای نفخ صور
  5. شمارهٔ ۷۲ - در مدح خواجه بهاء الدینای ترا بخت ندیم آمده دولت دمساز
  6. شمارهٔ ۷۳ - در وصف بنا و مدح خواجه رکن الدینای خورده کوب سقفت ایوان چرخ اطلس
  7. شمارهٔ ۷۴ - درمدح رکن الدین مسعوددر آمد ازدرم آنشمع بررخان آتش
  8. شمارهٔ ۷۵ - در مدح اقضی القضاه رکن الدینخیز و بلبل بین و آن شادی بر گل کردنش
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.