پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

قصاید

شمارهٔ ۶۸ - حاجی سلام از چاکران باید باشد

زمن بخواهد حاجی سلام پرسش خویش

دعا و خدمت هریک همی کنم تکرار

توقعست مرا کز مجددات امور

خبر دهند بهر وقت از مجار ومسار

وگرمهمی یا خئمتی است فرماید

که تا بشکر و بمنت شوم پذیرفتار

درود ایزد بر مصطفی محمدباد

براهل بیت وی و بر مهاجر و انصار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۷۰ - در مدح شهاب الدین خالص و شکایت از قحطی اصفهانای بر سر آمده تو ز ابنای روزگار
  2. شمارهٔ ۷۱ - من غرر قصائده فی الحکمه و الموعظه و لله درهالرحیل ای خفتگان کاینک صدای نفخ صور
  3. شمارهٔ ۷۲ - در مدح خواجه بهاء الدینای ترا بخت ندیم آمده دولت دمساز
  4. شمارهٔ ۷۳ - در وصف بنا و مدح خواجه رکن الدینای خورده کوب سقفت ایوان چرخ اطلس
  5. شمارهٔ ۷۴ - درمدح رکن الدین مسعوددر آمد ازدرم آنشمع بررخان آتش
  6. شمارهٔ ۷۵ - در مدح اقضی القضاه رکن الدینخیز و بلبل بین و آن شادی بر گل کردنش
  7. شمارهٔ ۷۶ - قصیدهای ترا گاه کرم با هر کسی صد اصطناع
  8. شمارهٔ ۷۷ - در مدح رکن الدین صاعدزهی حکم تو چون شمشیر قاطع
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.