پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

قصاید

شمارهٔ ۶۴ - خطاب بمنتجب الدین

اجل منتخب الدین اوحد الفقرا

کند قبول سلام و دعا برون زشمار

بغایتی بلقای تو آرزو مندم

که شرح دادن بعضی از آن بود دشوار

تو خویشتن زمی اندر کنار گیر از آنک

گرفته حجره محروس دیگری بکنار

وگرت دست رسد درد گر صلت پیوند

که آن ستیره بیکبارگی گسست مهار

عنان بوقت نگهدار سخت و سست مگیر

که تا برون نکند سر زنیفه شلوار

تو سخت میکن و مرز آب میده و میرو

که قلتبانی ازو در جوار باشد خوار

ولی تو تنگ مکن دل که در نخواهی ماند

بهیچ جا بچنین کیر از چنان کفتار

نعوذ بالله ازین گفته خاکمان به دهن

ز طیبتی که درو واجبست استغفار

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۶ - خطاب بضیاء الدینضیاء دین را دعا همی گویم
  2. شمارهٔ ۶۷ - خطاب بنجیب الدینحکیم یونان ان فلسفی نجیب الدین
  3. شمارهٔ ۶۸ - حاجی سلام از چاکران باید باشدزمن بخواهد حاجی سلام پرسش خویش
  4. شمارهٔ ۶۹ - لغز حمامچه گوئی چیست آن شکل مدور
  5. شمارهٔ ۷۰ - در مدح شهاب الدین خالص و شکایت از قحطی اصفهانای بر سر آمده تو ز ابنای روزگار
  6. شمارهٔ ۷۱ - من غرر قصائده فی الحکمه و الموعظه و لله درهالرحیل ای خفتگان کاینک صدای نفخ صور
  7. شمارهٔ ۷۲ - در مدح خواجه بهاء الدینای ترا بخت ندیم آمده دولت دمساز
  8. شمارهٔ ۷۳ - در وصف بنا و مدح خواجه رکن الدینای خورده کوب سقفت ایوان چرخ اطلس
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.