پرش به محتوای اصلی
جمال‌الدین عبدالرزاق

قصاید

شمارهٔ ۶۳ - خطاب بفخر الدین

دعا و خدمت مخدوم خویش فخرالدین

همی رسانم اگر آمد او زدریا بار

ربیع آمد لیکن ربیع ما نامد

توئی ربیع ربیع جهان خزان انگار

بجان تو که اگر شرح اشتیاق دهم

زصد یکی نشود گفته درد وصد طومار

توئی ربیع دل ما ولی چو گل بدعهد

که بی ثبات بود عهد تو بوقت بهار

خیال تست شب و روز پیش دیده من

چنانکه گوئی گشتست در دو دیده نگار

چو مدتی است که از تو نیافتم تشریف

همی ندانم تا چیست موجب آزار

بدیع باشد این از رفیع رای ربیع

که بی سبب زچو من دوستی شود بیزار

مکن اگر چه حریفان تو خودبسی داری

زدوستان کهن نیز گه گهی یاد آر

ادامه‌ی قصاید

  1. شمارهٔ ۶۵ - خطاب بعفیف الدینعفیف دین در ازه، دعا همیگویم
  2. شمارهٔ ۶۶ - خطاب بضیاء الدینضیاء دین را دعا همی گویم
  3. شمارهٔ ۶۷ - خطاب بنجیب الدینحکیم یونان ان فلسفی نجیب الدین
  4. شمارهٔ ۶۸ - حاجی سلام از چاکران باید باشدزمن بخواهد حاجی سلام پرسش خویش
  5. شمارهٔ ۶۹ - لغز حمامچه گوئی چیست آن شکل مدور
  6. شمارهٔ ۷۰ - در مدح شهاب الدین خالص و شکایت از قحطی اصفهانای بر سر آمده تو ز ابنای روزگار
  7. شمارهٔ ۷۱ - من غرر قصائده فی الحکمه و الموعظه و لله درهالرحیل ای خفتگان کاینک صدای نفخ صور
  8. شمارهٔ ۷۲ - در مدح خواجه بهاء الدینای ترا بخت ندیم آمده دولت دمساز
همه‌ی قصاید ←

درباره‌ی جمال‌الدین عبدالرزاق

جمال الدین محمد بن عبدالرزاق اصفهانی شاعر سدهٔ ششم هجری بود (درگذشته به سال ۵۸۸ هجری قمری). او از بنیانگذاران سبک عراقی به شمار می‌رود. فرزند وی کمال‌الدین اسماعیل نیز از شاعران بزرگ ایران زمین است. وی در اصفهان زاده شد اما به آذربایجان نیز سفر کرد و گویا در نقاشی نیز دست داشته و با خاقانی شروانی و انوری و ظهیر فاریاب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.