پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۷۹

چند دلم ز آتش فراق بسوزد

در غم هجران ز اشتیاق بسوزد

تا به کی آن راست قد قول مخالف

پرده عشّاق در عراق بسوزد

آه که گر آه برکشم ز فراقش

طارم این سقف نُه رواق بسوزد

سوختنم تا به روز و شمع دل افروز

با من سوزان به اتّفاق بسوزد

قیمت روز وصال آن که نداند

بس که دلش در شراب فراق بسوزد

نام لب او چو بگذرد به زبانم

لذّت شیرینی اش مذاق بسوزد

ز آتش سوزان که در وجود جلال است

آه نیارم زدن که طاق بسوزد

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۸۱دلم تا کی چنین افگار باشد
  2. شمارهٔ ۸۲مرا به وصل تو گر زان که دسترس باشد
  3. شمارهٔ ۸۳خطّی که قرین خال باشد
  4. شمارهٔ ۸۴گل همچو رویت زیبا نباشد
  5. شمارهٔ ۸۵مه را چو تو رخ باز کنی تاب نباشد
  6. شمارهٔ ۸۶چمن را رنگ و بو چندین نباشد
  7. شمارهٔ ۸۷هر که را خال عنبرین باشد
  8. شمارهٔ ۸۸طاعت ما جز مَی مغانه نباشد
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.