پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۷۷

صبا آمد به من بوی تو آورد

نسیم زلف دلجوی تو آورد

همی جستم دو عالم را بهایی

صبا یک تاره موی تو آورد

بر آن نقّاش قدرت آفرین باد

که خم در طاق ابروی تو آورد

میازار آن غریب ناتوان را

که بختش بر سر کوی تو آورد

به مهرت پشت بر روی جهان کرد

ز عالم روی در روی تو آورد

بسی زحمت کشیدم در فراقت

هم آخر دولتم سوی تو آورد

به هجرانت جلال از جان بری بود

تنش را باز جان بوی تو آورد

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۷۹چند دلم ز آتش فراق بسوزد
  2. شمارهٔ ۸۰باد صبا به نافهٔ چینت نمی‌رسد
  3. شمارهٔ ۸۱دلم تا کی چنین افگار باشد
  4. شمارهٔ ۸۲مرا به وصل تو گر زان که دسترس باشد
  5. شمارهٔ ۸۳خطّی که قرین خال باشد
  6. شمارهٔ ۸۴گل همچو رویت زیبا نباشد
  7. شمارهٔ ۸۵مه را چو تو رخ باز کنی تاب نباشد
  8. شمارهٔ ۸۶چمن را رنگ و بو چندین نباشد
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.