پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۷۴

هوای باده و آهنگ جام خواهم کرد

به کوی باده فروشان مقام خواهم کرد

ز خاک کوی خرابات و آب دیده جام

مقاصد دو جهانی تمام خواهم کرد

به صبح و شام نخواهم نهاد جام از دست

شراب خوارگیی بر دوام خواهم کرد

ز جور دور دلم ساغری ست پرخوناب

دوای او به می لعل فام خواهم کرد

بریختم به ستم خون پیر جام و کنون

هر آنچه هست مرا وقف جام خواهم کرد

شرابخانه چو دار سلامت است مرا

طواف گلشن دارالسّلام خواهم کرد

حلال باد مرا می که بعد از او بر خود

نعیم دنیی و عقبی حرام خواهم کرد

ازین خیال که بیهوده در سرم پیداست

گه عمر در سر سودای خام خواهم کرد

ز جام عشق تو مدهوش و مست خواهم بود

ز خاک چون به قیامت قیام خواهم کرد

چنین که شرط ثبات و وفا به جای آورد

جلال را سگ کوی تو نام خواهم کرد

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۷۶صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آورد
  2. شمارهٔ ۷۷صبا آمد به من بوی تو آورد
  3. شمارهٔ ۷۸با لبت اتّفاق خواهم کرد
  4. شمارهٔ ۷۹چند دلم ز آتش فراق بسوزد
  5. شمارهٔ ۸۰باد صبا به نافهٔ چینت نمی‌رسد
  6. شمارهٔ ۸۱دلم تا کی چنین افگار باشد
  7. شمارهٔ ۸۲مرا به وصل تو گر زان که دسترس باشد
  8. شمارهٔ ۸۳خطّی که قرین خال باشد
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.