پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۷۲

نه ترا پند سود می دارد

نه مرا بند سود می دارد

بوسه ای ده که دردمندان را

شربتی قند سود می دارد

ای عزیزان! نمی توانم کرد

صبر هر چند سود می دارد

توبتم داده شیخ و پندارد

که مرا پند سود می دارد

خود خلاف است لیک مستان را

عهد و سوگند سود می دارد

درد او صبر و هوش و عقل برد

دارویی چند سود می دارد

نمک از لعل خویش بر ریشم

تا پراکند سود می دارد

شاخ دل را چه سود قامت دوست

فصل و پیوند سود می دارد

پنج خود را به پشت خویش جلال

هر که بر کند سود می دارد

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۷۴هوای باده و آهنگ جام خواهم کرد
  2. شمارهٔ ۷۵عشق آمد و از سینه من جوش برآورد
  3. شمارهٔ ۷۶صبا ز زلف تو بویی به عاشقان آورد
  4. شمارهٔ ۷۷صبا آمد به من بوی تو آورد
  5. شمارهٔ ۷۸با لبت اتّفاق خواهم کرد
  6. شمارهٔ ۷۹چند دلم ز آتش فراق بسوزد
  7. شمارهٔ ۸۰باد صبا به نافهٔ چینت نمی‌رسد
  8. شمارهٔ ۸۱دلم تا کی چنین افگار باشد
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.