پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۶۵

گل رنگ نگار ما ندارد

بوی خوش یار ما ندارد

ماییم و دیار بی نشانی

کس میل دیار ما ندارد

ما کار به کار کس نداریم

کس کار به کار ما ندارد

با ما سخن سمن مگویید

کاو بوی بهار ما ندارد

بر ما صفت چمن مخوانید

کاو نقش نگار ما ندارد

لاله ز چه سرخ گشت گر شرم

از لاله عذار ما ندارد

خون بار جلال در کنارت

کاو میل کنار ما ندارد

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۶۷دل نیست که در کوی تو در خاک نگردد
  2. شمارهٔ ۶۸از آن سنبل که بر گلنار دارد
  3. شمارهٔ ۶۹شوریده دل ما سر بهبود ندارد
  4. شمارهٔ ۷۰آن چه مشک است که در طرّه پرچین دارد
  5. شمارهٔ ۷۱سالها شد که دلم مهر نگاری دارد
  6. شمارهٔ ۷۲نه ترا پند سود می دارد
  7. شمارهٔ ۷۳تو مپندار که دوران همه یکسان گذرد
  8. شمارهٔ ۷۴هوای باده و آهنگ جام خواهم کرد
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.