پرش به محتوای اصلی
جلال عضد جلال عضد

غزلیّات

شمارهٔ ۲۲۸

ای بت سرو قد سیمین تن

وی گل نوبهار و سرو چمن

چون دهی حسن خویش را تزیین

نکته ای گوش کن لطیف از من

طرّه را سر ببُر بگردانش

در میانش میان پنج افکن

جمع کن طرّه پریشان را

بر سر طرّه خال عنبرزن

ادامه‌ی غزلیّات

  1. شمارهٔ ۲۳۰الا ای گل لاله رخسار من
  2. شمارهٔ ۲۳۱چند خوری خون دلم، چیست ترا با دل من؟
  3. شمارهٔ ۲۳۲باز برآمد اختر میمون
  4. شمارهٔ ۲۳۳چه نکهت است مگر بوی بوستان است این
  5. شمارهٔ ۲۳۴چرا گل می کند بیداد چندین؟
  6. شمارهٔ ۲۳۵درد ما دوری درمان برنتابد بیش ازین
  7. شمارهٔ ۲۳۶گرچه رفت آب رخ من در سر یاری او
  8. شمارهٔ ۲۳۷گر عاقلی در عشق او، دیوانه شو دیوانه شو
همه‌ی غزلیّات ←

جلال عضد درباره‌ی جلال عضد

سید جلال الدین عضد یزدی معروف به جلال عضد و متخلص به «جلال» شاعر سدهٔ هشتم هجری و ستایندهٔ برخی امیران چوپانی و آل اینجو بوده است. وی فرزند سیدِ عَضُدِ یزدی از شاعران سدۀ هفت و هشت هجری، و از رجال دورۀ ابوسعید بهادر و وزیر امیر مبارزالدین و بزرگ سادات یزدی بود. تاریخ تولد و وفات جلال به درستی روشن نیست. از دیوان وی ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.