پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۲

ای خیال روی تو در دیده‌ام

هست دایم همچو نور دیده‌ام

بی رخ زیبای تو در ماه و خور

ناکسم گر من در افشان دیده‌ام

عشق روی تو نگارا در جهان

از دل و جان و جهان بگزیده‌ام

در سرابستان فردوس برین

بی وصال تو کی آرامیده‌ام

سرو بالایت ز ما سر می‌کشد

همچو بید از رشک او لرزیده‌ام

گر گذر کرد او به ما چون سرو ناز

صد هزاران دردش از بر چیده‌ام

گر رسد بر زلف تو باد صبا

همچو مار از غبن آن پیچیده‌ام

بس که کردی بر من بی دل جفا

از وفای تو طمع ببریده‌ام

سالها تا با غمت گرد جهان

بی سر و سامان چنین گردیده‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۴باد صبا از من رسان نزد دلارامم سلام
  2. شمارهٔ ۹۲۵من دلخسته در عشقت خرابم
  3. شمارهٔ ۹۲۶به درد عشق تو درمان نیابم
  4. شمارهٔ ۹۲۷بی روی تو نیست خورد و خوابم
  5. شمارهٔ ۹۲۸دلا در باغ حسنش عندلیبم
  6. شمارهٔ ۹۲۹در جوانی قدر خود نشناختم
  7. شمارهٔ ۹۳۰هنوز از بادهٔ وصل تو مستم
  8. شمارهٔ ۹۳۱دیده بگشادم و دل در سر زلفت بستم
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.