پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۴

باد صبا از من رسان نزد دلارامم سلام

دیگر ببر بعد از سلام از خسته مسکین پیام

با او بگو ای جان و دل تا چند در هجران خود

چون طرّهٔ سرگشته‌ات آشفته‌ام داری مدام

بخرام در چشمم که تا جانم برآساید ز غم

تو سرو جانی سرو را در آب می‌باشد خرام

روز بهار و خوشدلی تا کی نشینی تنگ دل

طاوس باغ جان من برخیز و در بستان خرام

تو پادشاه صورتی معنی در آن صورت نهان

زان رو منِ آشفته دل از جان تو را گشتم غلام

بازآ وزین بیشم جفا مپسند بر دل دلبرا

کاین توسن بدخوی من گشت از غم هجر تو رام

دل چون به دامت اوفتاد آواز من آید که هی

این مرغ زیرک را ببین کامد به پای خود به دام

دست جفا بگشوده‌ای جانم به غم فرسوده‌ای

بادا جمالت در جهان با ما زمانی مستدام

شام و سحر بر یاد تو روز و شبِ عمرم گذشت

ای روی زیبای تو صبح ای زلف شبرنگ تو شام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۶به درد عشق تو درمان نیابم
  2. شمارهٔ ۹۲۷بی روی تو نیست خورد و خوابم
  3. شمارهٔ ۹۲۸دلا در باغ حسنش عندلیبم
  4. شمارهٔ ۹۲۹در جوانی قدر خود نشناختم
  5. شمارهٔ ۹۳۰هنوز از بادهٔ وصل تو مستم
  6. شمارهٔ ۹۳۱دیده بگشادم و دل در سر زلفت بستم
  7. شمارهٔ ۹۳۲ز عشقت تا ز خود بیگانَه گشتم
  8. شمارهٔ ۹۳۳به بوی زلف تو دیوانه گشتم
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.