پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۴۵

ای ز شمشاد قد تو سرو بستان شرمسار

وی ز ماه روی تو خورشید تابان شرمسار

ای ز شرم عارض تو روی گل غرق عرق

وی ز نور طلعتت مهر درخشان شرمسار

ای ز دُرج آبدارت لؤلؤ لالا خجل

وز لب جانبخش تو لعل بدخشان شرمسار

فکر من زلف تو را روزی به شب تشبیه کرد

مانده‌ام روز و شب از فکر پریشان شرمسار

بی وفایی کرد جانان با ما بیچاره لیک

من ز بخت خویش گشتم نزد جانان شرمسار

سایه‌ام بر سر فکن یک دم هما آسا ز لطف

تا شوند از غایت لطفت رقیبان شرمسار

من به جستجوی آن چاه زنخدان در جهان

چون سکندر گشته‌ام از آب حیوان شرمسار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴۷به جان آمد دلم از جور دلدار
  2. شمارهٔ ۷۴۸فریاد و الغیاث ز بیداد روزگار
  3. شمارهٔ ۷۴۹تا چند به ما جفا کند یار
  4. شمارهٔ ۷۵۰خوش نسیمی می‌وزد در صبح از بوی بهار
  5. شمارهٔ ۷۵۱خسته دلی بسته دل در سر زلفین یار
  6. شمارهٔ ۷۵۲صبا برو ز بر من به سوی آن دلدار
  7. شمارهٔ ۷۵۳ای صبحدم نسیم سر زلف تو بیار
  8. شمارهٔ ۷۵۴تو تا کی همچو سرو از ما کشی سر
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.