پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۰

خوش نسیمی می‌وزد در صبح از بوی بهار

ساقیا برخیز و زود آن بادهٔ گلگون بیار

تا خمار روز هجران را به آب سرخ می

بشکنم در انتظار آن نگار غمگسار

نرگس شهلای بستان را کنم جان پیشکش

دل دهم بر باد غم بر یاد چشم پُر خمار

در میان خون دل مستغرقم از درد آن

کان قد چون نارون را کی درآرم در کنار

هیچ می‌دانی نگارا در سرابستان هجر

دیدهٔ مهجور من تا گشت بازت باز یار

سرو سرکش گفت من سلطان بستانم ولی

در جهان از سرو بالاتر بود دست چنار

زآب دیده پروریده‌ستم نهال قامتت

گوش می‌دارش ز باد ناامیدی زینهار

در شب وصلت قمر گر برنیاید گو میا

کافتاب از عکس روی یار من شد شرمسار

هرچه از باد بهاری گلبن جان گرد کرد

بر قد و بالای آن دلدار می‌خواهم نثار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۲صبا برو ز بر من به سوی آن دلدار
  2. شمارهٔ ۷۵۳ای صبحدم نسیم سر زلف تو بیار
  3. شمارهٔ ۷۵۴تو تا کی همچو سرو از ما کشی سر
  4. شمارهٔ ۷۵۵نام من در ورق عشق رخت نیست مگر
  5. شمارهٔ ۷۵۶جانا گرت به جانب ما اوفتد گذر
  6. شمارهٔ ۷۵۷در جهان غیر تو ای دوست ندارم دلبر
  7. شمارهٔ ۷۵۸عاشقان را نیست در کویت نظامی این بتر
  8. شمارهٔ ۷۵۹گفتم چو باز آید مگر بر حالم اندازد نظر
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.