پرش به محتوای اصلی
جهان ملک خاتون جهان ملک خاتون

غزلیات

شمارهٔ ۷۵۳

ای صبحدم نسیم سر زلف تو بیار

یا از من غریب پیامی ببر به یار

از من بگویش ای بت نامهربان شوخ

کشتی مرا به وعده وصل و به انتظار

تا کی کشی چنین تو سر از ما چو سرو ناز

تا کی به جست و جوی تو گردم به هر دیار

از بادهٔ فراق تو سرمست بوده‌ام

بوسی بده ز لعل تو تا بشکنم خمار

فریاد من ز دست نگاریست بوالعجب

کاو را به غیر جور و جفا نیست هیچ کار

بارم ز عشق بر دل و کارم نه بر مراد

ما را به روزگار تو اینست کار و بار

از روزگار آه کشم یا جفای یار

آهی کشم ز یار و هزاران ز روزگار

فریاد خستگان سرِ تیغ هجر رس

زین بیش جور بر من مسکین روا مدار

کامم بده ز دولت وصلت چرا که هست

بر یارم اشتیاق و جهان نیست پایدار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵۵نام من در ورق عشق رخت نیست مگر
  2. شمارهٔ ۷۵۶جانا گرت به جانب ما اوفتد گذر
  3. شمارهٔ ۷۵۷در جهان غیر تو ای دوست ندارم دلبر
  4. شمارهٔ ۷۵۸عاشقان را نیست در کویت نظامی این بتر
  5. شمارهٔ ۷۵۹گفتم چو باز آید مگر بر حالم اندازد نظر
  6. شمارهٔ ۷۶۰این شب تیره هجران به سر آید آخر
  7. شمارهٔ ۷۶۱چه کنم درد دل خود به که گویم آخر
  8. شمارهٔ ۷۶۲ای گشته دارالملک جان یغمای بغدادی پسر
همه‌ی غزلیات ←

جهان ملک خاتون درباره‌ی جهان ملک خاتون

جَهانْ‌مَلِک خاتون دختر جلال الدین مسعودشاه اینجو (بنیان‌گذار فرمان‌روایی اینجو در فارس) شاهدخت و بانوی شاعر ایرانی است که در نیمهٔ دوم سدهٔ هشتم هجری می‌زیست؛ وی زادهٔ پیش از ۷۲۴ هجری قمری در شیراز و درگذشته بین ۷۸۴ تا ۷۹۵ هجری قمری است. او هم‌دوره با حافظ و عبید زاکانی بود و با عبید زاکانی مشاعره و رودررویی داشته است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.